1) این روزها خودرو در شهر آنقدر فراوان و شرایط خرید اقساطیاش آسان شده که مردم از ماشین به جای چتر هم استفاده میکنند!
2) سهمیه سوخت اتومبیلها آنقدر زیاد است که مردم برای تمام کردن آن چارهای ندارند جز اینکه به محض مشاهده مختصری برف و باران ماشینشان را در ترافیک بیندازند تا بلکه بتوانند تا پایان فصل حداقل نصف سهمیه شان را بسوزانند!
3) با توجه به وجود حس انساندوستي در آدمها ، در روزهای بارانی و برفی تمام شهروندانی که ماشین دارند با خودرو در سطح شهر رفت و آمد میکنند تا زبانم لال مبادا هموطنی بیماشین بماند و زیر نزولات آسمانی بماند و مختصری نم بکشد!
4) هوا در این طور مواقع به شدت لطيف میشود و زوجهای جدید و قدیم و گذشته و آینده برای استفاده بهینه از هوای موردنظر به سطح شهر هجوم میآورند.
5) نظریه دیگری هم وجود دارد که بر اساس آن چون آسفالت خیابانهای شهر مثل سطح شیشه صاف و هموار است شهروندان دلشان نمیآید با رسیدن برف و باران به این آسفالتهای رویایی خدایی ناکرده آسيب برسد و مثل جگر زلیخا شوند و به همین دلیل هم در یک حرکت خودجوش به محض بارشهای آسمانی بین آسفالت و آسمان یک سد فلزی(که همان ماشینشان باشد) قرار میدهند.
6) البته به نظر میرسد این نظر از بیخ غلط باشد ولی به هر حال میگویند: رانندگان به خیابانها میآیند تا هم آب باران را ذخیره کنند و هم اگر شانس با آنها یار بود و رعد و برقی به ماشینشان خورد، نیروی الکتریسیته مجانی را در باطریهایی که از قبل آماده کردند ذخیره کنند!
7) و نظریه آخر این که با افزایش هزینه کارواش ماشین، رانندهها ترجیح میدهند تمیز کردن ماشینهایشان را به طبیعت مهربان بسپارند. حالا اگر گردباد هم بیاید که چه بهتر؛ میتوان با باز کردن درهای ماشین و درآوردن لاستیکهای کف، منتظر یک جارو برقی مفت و مجانی هم بود!
شنبه ، 8 بهمن 1390 ، 07:49
وقتی ترافیک میبارد!
دنيايخودرو: از آنجا که در روزهای بارانی و برفی با وجود آنکه تعداد ماشینها و آدمهای شهر همان تعداد سابق است اما مردم در ترافیکهای 6 - 5 ساعته میمانند، قصد داریم برخی دلایل این حادثه و حوادث جانبی آن را به طنز مورد بررسی قرار دهیم:
نوشتن نظر
نظرات پس از تائيد به نمايش گذاشته می شوند.
