هزار راه نرفته
در حال حاضر به نظر میرسد صنعت خودروي ايران بدون داشتن استراتژي مشخص دچار روزمرگي شده است.
هماكنون بزرگترين ضعف صنعت خودرو، نداشتن يك استراتژي مشخص است و اين صنعت احتياج به يك برنامه درازمدت 20 ساله دارد. در يك مقطعي قيمت خودرو هدف خودروسازان است و در ادامه آنها به دنبال افزايش تيراژ ميروند. يك روز به فكر طراحي خودرو ميافتند و روز ديگر برنامه خدمات پس از فروش تدوين ميكنند، اما اين پراكندهكاريها بدون داشتن يك برنامه مدون هماهنگ 20 ساله نتيجه مطلوبي ندارد.
در چند سال گذشته و بعد از طراحي مدلهاي اوليه سمند بحث طراحي مدلهاي جديد سمند به دليل نداشتن يك استراتژي مشخص پيگيري نشد. از سوي ديگر بحث طراحي پلات فرم نيز به دليل نداشتن يك استراتژي مشخص با قدرت دنبال نميشود. در حال حاضر بنگاههاي خودروسازي به صورت ناهماهنگ حركت ميكنند.
کارشناسان عقیده دارند يا بايد خودروسازان ما در برنامه مشخصي با خودروسازان خارجي ادغام شوند - كه اين مطلب با توجه به هماهنگنبودن با سياستهاي كشور به نظر غيرممكن ميرسد- يا بايد سهام به صورتي ميان شركتهاي خودروسازان ايران و طرفهاي خارجي مبادله شود. به عنوان مثال پژو 50 درصد سهام ايرانخودرو و ايرانخودرو نيز بخشي از سهام پژو را خريداري كند. در اين صورت ميتوانيم زيرمجموعه يك خودروسازي بزرگ شويم و ميتوانيم هويت مستقل طراحي و نشان خود را نيز حفظ كنيم و طراحي بومي خود را داشته باشيم كه اين اتفاق در مورد اشكودا و فولكسواگن و رنونيسان افتاده است. از طرف ديگر ميتوانيم تمام توان خودروسازان داخلي را به سمت طراحي نشان مستقل خود سوق دهيم و براي ايجاد بستر رقابتي، خودروسازان خارجي را به سمتي حركت دهيم كه در ايران كارخانه توليد خودرو به صورت مستقيم تاسيس كنند. بالاخره بايد تصميم بگيريم كه در صنعت خودرو چه جايگاهي داريم.
به نظر ميرسد طرح ال -90 براي كوتاه مدت و اتصال قطعهسازان ايراني به زنجيره جهاني مفيد میبود که البته همین طرح نیز به دلیل نداشتن استراتژی مشخص به اهدافش نرسید.
در حال حاضر بسیاری از کارشناسان صنعت خودرو اعتقاد دارند ادغام قطعهسازان، خصوصيسازي، اتصال قطعهسازان به زنجيره جهاني قطعهسازي، تقويت واحدهاي مهندسي، تقويت مديريت سيستم در جهت افزايش كيفيت توليدات در كنار كاهش قيمت ميتواند از پايههاي استراتژي صنعت خودرو باشد.
عدهاي معتقد هستند ايرانخودرو و سايپا بايد با هم ادغام شوند و خودروسازان خارجي نيز در ايران كارخانه مستقل توليد خودرو بسازند، اما تمام اين موارد احتياج به يك استراتژي بلندمدت دارد.
اما اين استراتژي چگونه بايد باشد؟
عدهاي در پاسخ به اين سوال اينگونه پاسخ ميدهند كه بايد به گونهاي كار شود كه حركت صنعت خودرو در بخشهاي انجام شود كه ارزش افزوده داشته باشد. مسلماً مونتاژكاري ارزش افزوده چنداني ندارد ولي ساخت داخل و توجه به قطعهسازي ارزش افزوده زيادي دارد.
در زمينه طراحي نيز، اين استراتژي به گونهاي بايد نگاه شود كه ما به سمت طراحي پلاتفرم حركت كنيم. البته حركتهاي براي طراحي موتور آغاز شده ولي فعاليت تازه آغاز كار است. عدهای میگویند لازم نيست همه اجزاي پلاتفرم را خودمان طراحي كنيم. بعضي را خودمان طراحي ميكنيم و برخي را هم به شركتهاي خارجي واگذار كنيم، اما در آخر ما صاحب يك پلاتفرم خواهيم بود. البته اين سياست بايد به صورت تركيبي دنبال شود. يعني هم بايد پلاتفرم خودمان را داشته باشيم و هم بايد پلاتفرم مشترك را با شركتهاي خارجي تعريف كنيم با اين روش از مزاياي دو طرح برخوردار ميشويم.
مزيت طراحي پلاتفرم اين است كه تصميمگيرنده خودمان هستيم و هر وقت بخواهيم ميتوانيم هر بدنهاي را بر روي آن قرار دهيم از طرفي هر كجا خواستيم ميتوانيم صادرات انجام دهيم. همكاري مشترك در زمينه پلاتفرم با شركتهاي خارجي نيز يك مزيت بزرگ دارد و آن هم توانايي ارائه محصولات خود در شبكه آن شركت خارجي است و از طرفي قطعهسازان ما وارد زنجيره آن شركت خارجي ميشوند. البته هر كدام از اين دو روش مزايا و معايبي دارد كه با روش تركيبي با استفاده از حداكثر مزايا، معايب را به حداقل ميرسانيم.
کاهش وابستگی تدریجی به دولت میتواند از گام های دیگر این استراتژی باشد كاهش تدريجي دولت از صنعت خودرو در جنبههاي مختلف ميتواند كيفيت را افزايش و هزينه توليد را كاهش دهد. البته در كنار كاهش حمايت بايد بسترهاي مناسب براي رشد هم فراهم شود. افزايش رقابت در بازار خودروي ايران نيز از ديگر راهكارهاي اين كار ميتواند باشد. البته بايد به سمتي حركت كنيم كه شركتهاي خارجي به جاي واردات، كارخانه در ايران تاسيس كنند.
هماكنون بخش كمي از درآمد صنعت خودرو به تحقيق توسعه پرداخته ميشود بايد به گونهاي سياستگذاري شود كه بخشي از درآمد خودروسازان به بخش تحقيق توسعه اختصاص يابد اين قضيه هم بايد در صنعت خودرو و هم قطعهسازي به طور جدي پيگيري شود. اما به هر حال تمام این موارد نیازمند یک استراتژی مناسب در صنعت خودرو است یک استراتژِی که اولاً بنگاهها تولیدی نقش اساسی در نوشتن آن داشته باشند و از طرفی دولت هم در این استراتژی تنها یک عامل نظارتی باشد نه اینکه بنا به تغییر وزیر و مدیران استراتژی به فراموشی سپرده شود و جایش را دستورات مقطعی بگیرد.
شنبه ، 15 بهمن 1390 ، 07:54
صنعتی بدون استراتژی
دنیایخودرو- مهندس امین آزاد: صنعت خودرو پس از 40 سال در ایران میخواهد به کدام راه برود؟ آیا این صنعت مونتاژکار است؟ آیا تنها میخواهد پایگاه تولید باشد یا میخواهد بالاخره به یک خودروساز واقعی بدل شود. این سوالات سالهاست که پرسیده میشود سوالاتی که به اندازه تاریخ صنعت خودرو ایران عمر دارند. شايد بتوان گفت كه ما هماكنون در صنعت خودرو نه مونتاژ كار هستيم و نه طراح، بلكه يك جايي بين زمين آسمان به سر ميبريم.
نوشتن نظر
نظرات پس از تائيد به نمايش گذاشته می شوند.
