امتیاز این گزینه
(1 رای)
دوشنبه ، 12 دی 1390 ، 13:54

كاميون ملي، اتوبوس ايراني

بيش از پنج دهه از رويكرد ايران به توليد خودروهاي كار و تجاري اعم از كاميون، كشنده، تريلي، كمپرسي، اتوبوس و انواع ميني‌بوس و وانت مي‌گذرد اما طي اين سال‌هاي طولاني، نتوانستيم  داراي «برند» خاص شويم  و آرزوي ديرينه مشتريان را  كه توليد و عرضه يك خودروي كار و تجاري با كيفيت  و  پر قدرت آن هم داراي قيمت مناسب ايراني نيز باشد برآورده كنيم.

قديمي‌ترين شركت‌هايي كه واردات، مونتاژ و عرضه خودروهاي كار و تجاري  در آنها آغاز شد دو شركت خاور و ايران‌كاوه بودند كه در سال‌هاي اخير به ايران‌خودروديزل و سايپاديزل تغيير نام داده‌اند. اولي عرضه محصولات بنز و دومي هم واردات و عرضه كاميون‌هاي ماك را به عهده داشتند.
ايران‌خودرو ديزل ضمن ادامه همكاري با شركت بنز، طي شش- هفت سال گذشته با امضا و مبادله قرارداد با شركت چيني‌ «سينوتراك» بيش از 15 هزار دستگاه كاميون و كشنده «هوو» را وارد و عرضه كرده است و شركت سايپاديزل نيز با ادامه كم رنگ همكاري با شركت «ولوو تراك» سوئد، همكاري با شركت ديگر چيني توليدكننده كاميون، يعني «دانگ‌فنگ» را وجهه همت خود قرار داد و تاكنون براساس آنچه كه گفته مي‌شود هزاران دستگاه محصولات اين شركت را وارد كرده و فروخته است.
به موازات رونق كاري دو شركت ايران‌خودروديزل و سايپاديزل شركت‌هاي ريز و درشت ديگري نيز با استفاده از فقدان استراتژي و شفاف‌نبودن سياستگذاري در اين بخش تاسيس و آغاز به كار كرده‌اند كه حاصل آن تاكنون جز اشاعه و گسترش مونتاژ و خروج ارز نفتي به بهانه ارائه محصولات متنوع نبوده است.
به اين اسامي دقت كنيد: «صنايع خودروي كوير عرضه‌كننده محصولات BMC، آرياديزل، ماموت ديزل، رخش خودرو ديزل، ارس‌خودرو ديزل، سپهر ديزل و ... چندين نام ديگر» كه عمدتاً در تهران و گوشه و كنار كشور فعاليت خود را در زمينه واردات يا مونتاژ آغاز كرده‌اند.
به جرأت مي‌توان گفت كه هيچ يك از شركت‌هاي فوق برنامه‌اي جز واردات CBU، SKD، CKD نداشته و مانند دو شركت قديمي از توسعه، طراحي و خلق يك «برند» داخلي همچنان غافلند. پديده حاكم بر توليد خودروهاي كار و تجاري از ديرباز تاكنون نشأت گرفته از  نبود يك راهبرد و استراتژي در اين بخش است.
در توليد اتوبوس و ميني‌بوس هم طي ساليان متمادي توسعه و يا پيشرفتي نداشته‌ايم و هم‌اكنون شركت‌هاي توليدكننده اين محصولات از كشورهاي سوئد، كره‌جنوبي، تركيه، ايتاليا و چين حضور گسترده در بازار ايران داشته و محصولات خود را از طريق نمايندگان ايراني به فروش مي‌رسانند.
هر چند شركت‌هاي ايراني مانند ايدم و چرخشگر در تبريز به توليد موتور و گيربكس خودروهاي سنگين فعال هستند ولي محصولات آنها هنوز متاسفانه قادر به پاس كردن استاندارد يورو2 بوده و همچنين در طراحي بدنه اتوبوس و ميني‌بوس حرفي براي گفتن نداريم.
گويي سرنوشت بخش خودروهاي كار و تجاري با وضعيت بخش سواري‌سازي به هم گره خورده  اما به راستي چرا به اين وضع دچاريم و براي برون رفت از آن چه بايد كرد؟‌
برخي از تحليلگران و كارشناسان گناه وضع موجود را به گردن مديريت دولتي و بعضي ديگر فقدان استراتژي را عامل اصلي دانسته و بخش سياستگذاري را مقصر مي‌دانند. در مورد مديريت دولتي طي يكي دو دهه اخير، در كشور چين اين مساله كاملاً مردود شده است زيرا اكثريت قريب به اتفاق شركت‌هاي چيني كه حضوري گسترده در بازارهاي جهاني دارند دولتي بوده و مديران آنها هم از طرف دولت چين برگزيده مي‌شوند. در اينجا اين پرسش مطرح است كه چرا مديران دولتي در صنعت خودروسازي چين موفق عمل مي‌كنند ولي در ايران آن طور كه بايد به بازارهاي جهاني انديشيده نمي‌شود.
به نظر نگارنده صرف‌نظر از بحث مديريت، ريشه اين ناكامي‌ها را بايد در فقدان استراتژي جست‌وجو كرد چنانچه براساس يك برنامه راهبردي جامع عمل كنيم هم شركت‌هاي دولتي و هم شركت‌هاي خصوصي فعال در اين زمينه مي‌توانند موفق عمل كنند و آرزوي ديرينه مردم برآورده سازند تا شاهدجلوگيري از ورود خودروهاي كار و تجاري بي‌كيفيت باشيم و علاوه بر آن بازار جهاني خودروهاي كار و تجاري را نيز با برند ايراني نشانه رويم.

نوشتن نظر

نظرات پس از تائيد به نمايش گذاشته می شوند.

ارسال پیامک

لطفا نظرات، انتقادات و سوالات خودرویی خود را به شماره پیامک ما 3000674000 ارسال نمائید.

سایر مطالب استارت

آرشیو>>

فرم ورود

تبلیغات

بنر