در ایندیکار تمامی تیمها از الگوی یکسانی برای ساخت خودروها استفاده میکنند. همچنین موتور آنها نیز دست نخورده و کاملاً شبیه یکدیگر است. اما در فرمولیک دست مهندسان تیمها در طراحی و توسعه خودروها از نظر قابلیتهای فنی بسیار باز است.
مسابقات ایندیکار با نام کامل IZOD IndyCar Series در سال 1996 به راه افتاد. این مسابقات پس از آن تاسیس شد که تیمهای آمریکایی نتوانستند در رقابتهای فرمولیک موفقیتی را کسب کنند.
اگر چه مسابقات ایندیکار را یک مسابقه بینالمللی تعریف کردهاند اما عملاً تنها تیمهای آمریکایی و کانادایی در آن شرکت میکنند و مسابقات نیز در پیستهای این دو کشور برگزار میشود.
موتور
خودروهای ایندیکار از موتورهای 213 استفاده میکنند. در مقیاس آمریکایی عدد 213 نشانگر حجم موتور برحسب اینچ مکعب است. این حجم در واقع همان 3500 سیسی خودمان است.
این موتورها دارای پوسته آلومینیومی یک تکه با آرایش خورجینی هستند که هشت سیلندر را شامل میشود. هر سیلندر نیز چهار سوپاپ دارد.
موتورهای ایندی کار توسط شرکت هوندا موتورز تولید شده و به صورت یکسان بین تمام تیمهای شرکتکننده توزیع میشوند. این موتور قدرتی برابر با 650 اسببخار را تولید میکند. در مقابل آن موتور فرمولیک تنها 2400 سیسی حجم دارد هر چند از نظر تعداد سیلندر با خودرو ایندیکار برابر است. قدرت یک موتور فرمولیک هرگز به طور رسمی اعلام نمیشود اما بازه قدرتی که قوانین مشخص کردهاند بین 750 تا 800 اسببخار است . اما چگونه است که موتوری با حجم 1100 سیسی کمتر میتواند تا 150 اسببخار قدرت بیشتر را تولید کند؟ اینجاست که اولین تفاوت تکنولوژی بین فرمولیک و ایندیکار خود را نشان میدهد.
یکی از عمدهترین تفاوتهای این دو موتور در تعداد دور موتور است. یک خودرو ایندیکار حداکثر 10 هزار و 500 درو در دقیقه را تاب میآورد. در حالی که موتور خودرو فرمولیک تا 19 هزار دور در دقیقه نیز میتواند دور بگیرد.
یکی دیگر از مواردی که راندمان بالاتر موتور فرمولیک را رقم میزند سیستم سوخترسانی آن است. در خودرو ایندیکار از انژکتورهایی با فاصله زمانی ثابت استفاده میشود و پاشش سوخت تک نقطهای است. در حالی که این اتفاق در سیلندرهای فرمولیک به وسیله انژکتورهای هیدرولیکی با پاشش چند نقطهای و نامتقارن سوخت صورت میگیرد.
نسبت تراکم سیلندرها یکی دیگر از مواردی است که کفه ترازو را به نفع موتور فرمولیک سنگین میکند. در موتور ایندیکار پیستون تا نسبت 11 به یک متراکم میشود. این رقم برای خودروهای فرمولیک تا عدد 13 نیز میرسد. تراکم بیشتر در سیلندر در نهایت آزاد شد قدرت بیشتر را به همراه خواهد داشت.
انتقال نیرو و ترمز
در خودروهای ایندیکار از یک گیربکس نیمه اتوماتیک استفاده میشود با این تفاوت که شفت گیربکس ایندیکار از فولاد ساخته میشود اما در فرمولیک شفت کلاچ از فیبرکربن است. شفت فیبرکربنی علاوه بر آنکه سبکتر است، در مقابل گرما نیز مقاومت بیشتری داشته و راندمان آن پایین نمیآید. این دو گیربکس از نظر تعداد دنده نیز با یکدیگر تفاوت دارند. گیربکس ایندیکار دارای شش دنده است و گیربکس فرمولیک هفت دنده میخورد. سرعت تعویض دندهها نیز تفاوت زیادی با یکدیگر دارد. در یک خودرو فرمولیک دندهها با سرعتی برابر با 40 هزارم ثانیه تعویض میشوند. اما در ایندیکار سرعت تعویض دنده تقریباً دو برابر این زمان است. همین اختلاف زمانی قابلیتهای بیشتری را در اختیار راننده فرمولیک قرار میدهد. ترمز نیز در خودروهای فرمولیک و ایندیکار تفاوت زیادی با یکدیگر دارد.
در یک خودرو فرمولیک امروزه از دیسکهای کربنی برای ترمز استفاده میشود. اما در خودرو ایندیکار از دیسکهای معمولی بهره میگیرند. در واقع ایندیکار هنوز به تکنولوژی قبلی فرمولیک یعنی استفاده از دیسک ترمز سرامیکی نیز راه پیدا نکرده است. دلیل اینکه در ایندیکار از این تکنولوژی استفاده نمیکنند هزینه بسیار بالای تولید دیسکهای ترمز سرامیک و کربن است. در ایندیکار برخلاف فرمولیک تیمها بودجه چندان زیادی ندارند و برای آنکه همه تیمها بتوانند از شرایط یکسان بهرهمند شوند از امکاناتی استفاده میشود که همه تیمها بتوانند آن را فراهم آورند.
بدنه و آیرودینامیک
خودرو ایندیکار شباهت زیادی به خودروهای فرمولیک دارد اما به خودروهای فرمولیک در سالهای میانی دهه 80 میلادی! شکل خودروهای ایندیکار از سادهترین طراحی آیرودینامیکی که همان طراحی مخروطی است بهره میگیرد. این الگو در دهه 80 میلادی به وسیله طراحان تیم فرمولیک لوتوس ارائه شد که همچنان از سوی ایندیکار استفاده میشود.
مهمترین شاخصههای این طراحی موشکی بودن دماغه و بالههای جلو و عقب بزرگ است. امروزه دیگر از بالههای بزرگ در فرمولیک خبری نیست و تیمها تلاش میکنند به جای تولید نیروی جانب پایین مورد نیاز با استفاده از بالههای بزرگ، همان میزان نیروی جانب پایین را با استفاده از بالههای چند لایه کوچک تولید کنند.
امروزه دانش آیرودینامیک ثابت کرده است که بالههای بزرگ به ویژه باله جلو بزرگ اگر چه نیروی جانب پایین بیشتری تولید میکنند اما خود به عاملی برای تشکیل گرههای آیرودینامیکی تبدیل میشوند. بالههای جلو و عقب در خودرو ایندیکار ثابت هستند در حالی که از فصل 2011 بالههای عقب متحرک در فرمولیک رواج پیدا خواهند کرد. به گونهای میزان تولید نیروی جانب پایین در قسمت عقب در کنترل راننده قرار خواهد گرفت.
تکنولوژی که معلوم نیست چه زمانی به خودرو ایندیکار راه پیدا خواهد کرد. یکی دیگر از تفاوتها در رینگها است. اکنون تیمهای فرمولیک در حال تحقیق در مورد رینگهایی از جنس فیبرکربن هستند. در حالی که در ایندیکار همچنان از رینگهای آلومینیومی استفاده میشود.
در خودرو ایندی کار از شاسی آلومینیومی استفاده میشود و بدنه از فیبرکربن و نوعی کامپوزیت به نام کولار است. در حالی که تمام این بخشها در خودرو فرمولیک از فیبرکربن ساخته میشوند که در نهایت وزن کمتری دارند. یک خودرو فرمولیک 620 کیلوگرم وزن دارد در حالی که این عدد برای خودرو ایندیکار 691 کیلوگرم است.
تمام شاسی و بدنه خودروها توسط شرکتی به نام Dallara تولید میشوند و تیمها تنها در رنگآمیزی بدنه آزاد هستند و نمیتوانند در شکل بالهها و یا دیگر بخشهای بدنه دست ببرند. البته بسیاری از تیمهای ایندیکار برخلاف فرمولیک از بخش تحقیق و توسعه فنی برخوردار نیستند تا توانایی انجام این کار را نیز داشته باشند.
خودروهای ایندیکار دارای دیفیوزر سادهتری در مقایسه با خودرو فرمولیک هستند. همچنین از سیستم KERS فرمولیک نیز در آنها خبری نیست. این سیستم انرژی آزاد شده در هنگام ترمز را جذب کرده و در هنگام شتابگیری دوباره به چرخها منتقل میکند که خود معادل 80 اسببخار قدرت است.
شتا ب
یک خودرو ایندیکار در بهترین حالت میتواند در مدت زمان 3.2 ثانیه از حالت سکون به سرعت 100 کیلومتر در ساعت برسد. این در حالی است که شتاب صفر تا 100 کیلومتر خودرو فرمولیک اکنون به 2.2 ثانیه رسیده است. مجموعه این تفاوتها سبب شده است تا دنیای فرمولیک کاملاً متفاوت از دنیای مسابقات ایندیکار برخلاف شباهت شکل ظاهری خودروها باشد. به گونهای که تاکنون سابقه نداشته است رانندهای از ایندیکار به فرمولیک بیاید و بتواند موفقیتهای خود را تکرار کند.
شنبه ، 29 بهمن 1390 ، 12:48
فاصله ایندیکار تا فرمولیک
دنیایخودرو: مسابقات ایندیکار یکی از مسابقات پرطرفدار اتومبیلرانی در ایالات متحده است. آمریکاییها ایندیکار را نسخه آمریکایی فرمولیک میدانند. اما واقعیت این است که اگر چه شکل ظاهری خودروهای ایندیکار شباهت زیادی به خودروهای فرمولیک دارد، اما این شباهت با بررسی تکنولوژی به کار رفته در این دو نوع خودرو رنگ میبازد. تفاوت این دو مسابقه از همان ابتدا آغاز میشود.
نوشتن نظر
نظرات پس از تائيد به نمايش گذاشته می شوند.
