اگه قضیه قیمت بود، باید رقیب قیمتی پیدا کنی. اما اگه بحث سر مدل بود، باید بری بگردی بهترین رقیب همکلاس رو پیدا کنی. سومین نکته هم اینکه باید شرایط بازار رو خوب بشناسی. نکته بعدی هم دلیل خرید است. یعنی ببینی اصلاًحرف حساب مشتری چیه. شاید طرف کلاً میخواد 10 میلیون خرج کنه ولی دلش پرادو هوس کرده. اینکه نمیشه. و بالاخره مهمترین نکته، نمایندگان فروش. این یکی رو شما خیلی حس نمیکنید. اما من به وفور حس کردم. از اونجایی که خودروسازان و مونتاژکاران داخل کشور همگی خود را ممتاز میدانند، اگر خدای نکرده انتقادی هرچند درست را به محصول نازپروردهشان وارد کنی، قیامت به پا میکنند. که مثلاً فلانی غرض ورزی میکند و از این حرفها. اما به هر حال با تمام این تفاسیر، گرفتار مرام بعضی از smsهای شما شدم. بد و بیراههاش مال من، کیف و لذتش مال شما.
اول؛ هیوندای
نسل دوم توسانها که بیشتر با نام ix35 شناخته میشود، اولین خودرویی است که دربارهاش بحث میکنیم. چون قضیه مقایسه است، بیخیال تاریخچه میشویم. اما برای اطلاع از چند و چون این خودرو باید به نکاتی اشاره کرد. مثلاً اینکه هیوندای روی این پروژه بیش از 255 میلیون دلار هزینه کرده بود. تا حدی که در قسمت فنی، از سر مهندس پروژه تویوتا Rav4 کمک گرفته بود. چهرهاش را هم به دست یکی از طراحان قدیم بامو سپرده بود. پس میبینید که کم کسی نیست این خودرو. «آسان موتور» به عنوان نماینده هیوندای کره در ایران هم دیگر رسماً در سایت خود، مدل جدید را قرار داده.
دوم؛ کیا
«اطلس خودرو» دست روی خوب برندی گذاشته. آنها نسل سوم اسپرتیج را عرضه میکنند. نسلی که مربوط میشود به عصر طلایی کیا موتورز. یعنی دورانی که مدلهای جدید بزرگانی همچون مرسدس، بامو، تویوتا و غیره از لحاظ بصری افت فاحشی کردهاند، کیا موتورز یک سر و گردن از همه بالاتر آمده است. بله. با جسارت تمام میگویم که مثلاً کیا سراتو جدید از مرسدس CLS جدید زیباتر است. و در کمال ناباوری سورنتو نسل آخر را برتر از بامو X3 جدید تلقی میکنم. این حرف را جدا از تعصب شخصی میگویم. من هم میدانم آن زمان که مرسدس داشت روی پیشرانههای درونسوزکار میکرد، پدر جد صاحب کیا موتورز داشت چهار دست و پا راه میرفت. اما نبوغ و نوآوری که منحصراً برای یک نفر نیست. فقط این را در نظر داشته باشید هر خودرویی که بتواند وارد بازار سختگیرانه آمریکا شود، حتماً حرفی برای گفتن دارد.
سوم؛ رنو
اصلاً تمام ریخت و پاش امروز به خاطر اوست. فرانسوی که چهرهاش به مراتب کلیشهایتر از دو مدل دیگر است. کولئوس نسل اول و دوم ندارد. چون از 2008 که آمد دیگر تغییر نکرد. رنوبازها خوب میدانند که این خودرو انگار همان Clio باد شده است. بعد از آنکه رنو و نیسان با هم ادغام شدند، طرف ژاپنی کمی روی مهندسی این خودرو کار کرد. یعنی از پلتفرم قشقایی روی این خودرو بسیار استفاده شده است. یک نکته خیلی جالب برایتان بگویم. کولئوس نه در فرانسه تولید میشود نه در ژاپن. بوسان کره جنوبی جایی است که در آن خط تولید آن را راه انداختهاند. او در مقابل خود رقیب خاصی نمیبیند. به این دلیل که دیگران آنچنان مایل نیستند با او رقابت کنند. فقط همان پژو 4007 است که آن هم از سر اجبار اومده. در مجموع شاسیبلند عجیبی است. خدا عاقبت «نگین خودرو» را به خیر کند.
چهارم؛ بالاخره کدوم؟
خُب رسیدیم به اونجایی که نباید میرسیدیم. کدام یک را میپسندید؟ با این توضیح که هر سه تقریباً در یک رنج قیمت هستند و هر سه تقریباً در یک کلاس قرار دارند. فدایتان بشوم، این قضیه قیافه مربوط به خودتان. مرا درگیر این مسائل نکنید. یک وقت دیدید یک چیزی گفتم دعوا شد. پس اظهار نظر درباره چهره، پوچ. قدرت و سرعت و اندازه و اینها هم که در جدول آمده. برسیم به دیگر چیزها. مثلاً آپشن. کیا اسپرتیج جدید در مجموع 6 عدد ایربگ یا به قول بچهها، بالشتک هوا دارد. ABS (سیستم ترمز ضد قفل) و EPS (مکانیزم پایداری الکتریکی) را هم که به صورت استاندارد رویش نصب کردهاند. سیستم روشن شدن خودرو، تنظیم خودکار نور چراغ و همچنین کروزکنترل و سنسور باران را هم به آپشنهای مهم آن اضافه کنید. سیستم صوتیاش یک رادیو CD ساده است. هیوندای توسان یا همان ix35 هم اکثر آپشنهای خودروی قبل را دارد. با این تفاوت که فرمانش مجهزتر و سیستم صوتیاش رادیو CD به اضافه MP3 است. متاسفانه یا خوشبختانه درباره کولئوسی که قرار است در ایران باشد چیز خاصی نمیدانیم. یعنی نگفتند که نمیدانیم. فقط همین که او هم شش ایربگ دارد. اما سیستم صوتیاش به نظر میرسد که از دو رقیب دیگر بهتر باشد. برند Bose با چنجر شش خشابه میتواند علاقهمندان را راضی کند. اگرچه نمیدانیم گارانتی این خودرو در داخل چقدر است، اما میدانیم که در بازارهای جهانی 3 ساله تا 160 هزار کیلومتر میشود. چیزی که بین این سه مشترک است، عدم قابلیت آفرود بودن آنهاست. یعنی لطفاً آنها را وادار به کارهای سخت نکنید. بیایید برای یکبار هم که شده به بحث امنیت جدی نگاه کنیم. موسسه یورو NCAP را که میشناسید. نتایج تست این سه خودرو از دید یورو انکپ به این صورت است. کیا اسپرتیج در قسمت حفاظت بزرگسال 93 درصد موفق بود. یعنی تقریباً عالی. برای کودکان 18 ماهه تا 3 ساله هم 86 درصد نمره را کسب کرد. که نمره بسیار خوبی محسوب میشود. و در انتها از لحاظ امنیت عابر پیاده، 49 درصد موفق بود. در مجموع این کرهای را میتوان با بام و X1 برابر دانست. هیوندای هم از این موسسه در قسمت بزرگسال 90 کودکان 80 و عابر پیاده 54 درصد موفق بود. ملاحظه میشود که یکی دو پله از هموطنش عقبتر افتاده است. و در آخر رنو. نتایج این فرانسوی کمی ناامیدکننده است. اگرچه او هم در قسمت حفاظت بزرگسال 93 درصد موفق بوده اما در دو بخش دیگر کودکان و عابر پیاده با دریافت 79 و 38 درصد، از هر دو رقیب عقبتر نشان میدهد. حالا شاکی نشوید. همین کولئوس، دو برابر اکثر خودروهای ساخت داخل امنیت دارد.
نظر نهایی
بعد از بالا و پایین کردن و اینور اونور زدن و کلی فعالیت کارشناسی، باید یک گزینه انتخاب شود. طبیعی است که چهره خودروهای کرهای جذابتر به نظر میرسد. احتمالاً فرزند رنو در آینده کمی هم از آن دو خودرو گرانتر شود. ولی دقت کنید که جعبهدندهاش CVT است. اما در کل خودرویی نیست که به دل بنشیند. مخصوصاً که هنوز چیزی از خدمات پس از فروشش نمیدانیم. بنابر این، رنو کولئوس آن چیزی نیست که بتواند اول شود. میماند دو رقیب هموطن. کیا زیباست. تواناست. اما آیا با کیفیت هم هست؟ منظور از کیفیت، چیز بدی نیست. منظورم سطح خاصی از خوب بودن است. حالا که برای اولین بار یک محصول کیا موتورز از شریک تجاریاش هیوندای، گرانتر شده نباید خاصتر هم باشد؟ کیا آیندهنگر است. میخواهد بازار را حفظ کند. پس خیلی شتاب میکند. شتاب زیاد در کنار تجربه پایین، عواقب خوبی ندارد. اسپورتیج باید کمی صبر کند. یکی دو نسل دیگر قشنگ جا میافتد و میتوان به راحتی به او اطمینان کرد. در کمال ناراحتی این خودرو را نیز خط میزنیم. نه اینکه چون دیگر گزینهای باقی نمانده، توسان را انتخاب میکنیم. انصافاً نه. او از همان ابتدا معلوم بود که اول میشود. خدایی، خُرده بردهای با این دو خودرو دیگر ندارم. اما هیوندای حداقل اصالت دارد. خودِ خودش است. حالا کاری به قیمت ایرانش نداشته باشید، آنقدرها هم گران نیست. به سلامتی مبارک است!


