البته براي چنين خودرويي به سختي ميتوان پلتفرم سدان را تصور كرد ولي به هر حال جرقه شاخ به شاخ زده شده بود. مرسدس A-Class از آن خودروهايي است كه به سختي ميتوان آن را در خيابان ديد. اين قضيه وقتي پررنگتر ميشود كه بفهميم وبسايت آمريكايي مرسدس آن را از ليست فروش خود حذف كرده است.
هر چقدر نيرو استفاده شود باز هم نميتوان در داخل موجود همكلاسي را پيدا كرد پس بايد بين نمونههاي خارجي سرك كشيد. مطمئن باشيد غير از فورد فوكاس هيچ كس ديگري ياراي مقاومت در برابر مرسدس را ندارد. اما اجازه بدهيد بازي اصلي را با A200 شروع كنيم.
كوچكترين مرسدس
A-Class به عنوان يك خودروي شهري كوچك در سال 1998 رو شد. او چهرهاي بياندازه شبيه به برادر بزرگتر خود B-Class داشت. آن زمان كه اين خودرو به بازار آمد، مديريت مرسدس هنوز به عهده دايملر و كرايسلر بود. ميدانيم كه بعدها كرايسلر جدا شد. تمام Aها از همان روز اول با حجمهاي عجيب پيشرانه عرضه شده بودند. منظور از روز اول، نخستين نسل اين خودرو است كه W128 نام داشت.
A-Class با پيشرانههاي 2/1، 3/1، 7/1 و 1/2 ليتري همه را متعجب كرده بود. قدرتهاي خروجي اين آلماني از 59 شروع ميشد و تا 138 اسببخار بالا ميرفت تا پيش از سال 2004 و آغاز عرضه نسل دوم يا W169، بيش از 6/1 ميليون دستگاه از آن فروخته شد.
نسل دوم هماني است كه در ايران قرار است موجود باشد. مرسدس قصد داشت با افزودن آپشنهاي بينظير روي اين خودرو بازار موفق گذشته را ادامه دهد. تا سال 2004 نصب چراغهاي زنون HID، رهياب GPS، پخش DVD، فرمان با دكمههاي كنترلي، سنسور باران و گيربكس CVT براي يك خودروي معمولي شهري كمي عجيب بود. همين CVT كه گفته شد هنوز هم به عنوان يك گزينه گران قيمت براي خودروهاي لوكس و اسپرت تلقي ميشود.
مرسدس فرزند كوچك خود را با 15درصد افزايش فضاي داخلي راهي بازار كرده بود. امسال يك نمونه فيسليفت از A-Class به بازار آمد كه بعيد است راهي به ايران پيدا كند. حرف از ايران شد و مثل هميشه سروكله ستاره ايران پيدا شده است.
وبسايت رسمي اين شركت مدلهاي A150، A170، A200 و A200T را براي فروش به نمايش گذاشته بود. طي تماسهاي مكرر بالاخره راز قيمتهاي اين خودرو به دست آمد. قيمتهايي كه از 55 ميليون تومان شروع ميشدند و تا 70 ميليون تومان هم بالا ميرفت. اما نكته جالب اين است كه انبارهاي ستاره ايران اكنون به علت فروش تمامي مدلها خالي است. حال اين سئوال پيش ميآيد كه چنين خودرويي كه با توجه به چهره و كاربرد، مخاطبان خاصي را ميطلبد و با چنان قيمتي كه گزينههاي ديگري را يادآور ميكند، تا اين حد پر درخواست بوده كه اكنون ديگر موجود نيست؟
البته احتمال ميرود جدا از تفاوت آپشن در نمونههاي آوانگارد و الگانس، اين حجم و قدرت است كه چنين اختلاف قيمتي را تعيين كرده است. چرا كه مدل گفته شده آخر يعني A200T پيشرانهاي به همراه توربو دارد كه قدرت نهايياش 195 اسببخار است. اما مطمئن باشيد اين خودرو بيرقيب نيست.
تمركز به سبك آمريكايي
سال 1998 است. كمپاني فورد هنوز دچار تزلزل مالي نشده است. دنيا آرامِ آرام است. وقت آن رسيده كه يكي از پردرخواستترينهاي فورد به نام Focus (به معني تمركز) عرضه شود. جالب است اين پروژه عظيم در خود آمريكا انجام شد. كارخانههاي استراليا، چين، آرژانتين، مكزيك، آلمان، فيليپين، پرتغال، تايوان، اسپانيا، روسيه و ويتنام وظيفه توليد آن را به عهده گرفتند.
با يك مرور مختصر بر تاريخچه داستان فورد شروع ميشود. نسل اول متولد ميشود در حالي كه سيستم تعليق تازه اختراع شده چند پيونده گازي به همراه دو بازوي دوجناقي روي اين خودرو خودنمايي ميكند.
انبوهي از پيشرانهها توليد شد كه از 74 تا 212 اسببخار نيرو توليد ميكردند. نسل دوم در سال 2004 آمد. خودرويي كه به نوعي رقيب مزدا- 3 MPS و ولوو S40 ميشد. او از موسسه استاندارد امنيتي NCAP پنج ستاره كامل دريافت كرد. فورد براي اين خودرو پيشرانههاي ويژه Ti-Vct را انتخاب كرد كه البته روي مدلهاي RS هم نصب ميشوند. RSها همان مدلهاي مسابقهاي هستند كه در سال 2006 و 2007 ماركوس گرونهلم را قهرمان رالي دنيا كرد. فوكاسها به حدي قدرت مانور داشتند كه حتي سباستين لوب با آن سيتروئن C4 قدرتمندش نتوانست روبهرويش بايستد. شما در برابر اين پرسش چه جوابي داريد؟ بالاخره كدام را بايد خريد؟
جدال فني
غير از شباهتهاي فني كه در جدول هم آمده، اين دو خودرو در چند قسمت ديگر اختلافي با هم ندارند. مثل نحوه انتقال نيروي پيشرانه به چرخها كه در هر دو FWD (چرخهاي متحرك جلو) است. شباهت ديگر اندازه خود چرخها است كه 16 اينچي انتخاب شده است. البته مرسدس در مدل توربو نمونه 17 اينچي را نصب كرده است. اما از همين جا است كه اختلافها شروع ميشود. مثلاً اختلاف در ميزان مصرف سوخت.
فورد با يك باك 53 ليتري مصرفي دقيقاً 2/8 ليتري در هر 100 كيلومتر دارد. در مقابل مرسدس با باكي 54 ليتري تنها 2/7 ليتر بنين در هر 100 كيلومتر مصرف ميكند. يك حساب و كتاب ساده ميگويد كه فورد ميتواند تا حدود 900 كيلومتر و مرسدس ميتواند تا 1070 كيلومتر را با يك باك بپيمايد. اما تمام برتريها كه به كم مصرف بودن برنميگردد. راحتي سرنشينان هم ميتواند ملاك خوبي براي ارزيابي باشد.
مسلماً يك خانواده در فوردي كه 2600 ليتر فضاي اتاق دارد راحتتر هستند تا درون مرسدسي كه فقط 1990 ليتر فضاي دروني فراهم كرده است. در ضمن برتري صندوق 435 ليتري فورد در مقابل صندوق 385 ليتري مرسدس فراموش نشود. فورد Focus با يك برتري ديگر نشان داد مقابل A200 با تمام توانمنديهايش برتري دارد. آن هم طويلتر بود اندازه فاصله محوري (Wheel Base). اين رقم براي فوكاس 3640 و براي A200، 2568 ميليمتر است. اگرچه اختلاف فاحش نيست، اما تجربه نشان داده است كه هر خودرويي كه فاصله محوري بيشتري دارد نيروي پيشرانه را بهتر و به عبارتي سريعتر منتقل ميكند.
هر چه باشد مهندسي مرسدس سابقهاي 100 ساله دارد. سيلندرهايي 85 ميليمتري و ضريب تراكمي 10 بر يكي، غولي بزرگ از خودرويي كوچك ساخته است. در مقابل فورد سيلندرهايي 80 ميليمتري و ضريب تراكم 9 بر هفت دارد.
نياز به اين همه پيچيدگي هم نبود. اختلاف دور موتورها در گشتاور و نيروي نهايي گوياي همه چيز است. در آخر به عنوان يك جمعبندي همين را در نظر داشته باشيد كه اگرچه اين خودروها جزو كوچكترين مدلهاي شهري هستند، اما با توجه به قيمتشان بيشتر به انسانهايي بزرگ ميخورند. البته اصلاً منظور مرسدس A-Class درون ايران نبود!
شنبه ، 15 بهمن 1390 ، 07:18
جدال خانوادگيهاي مينيسايز
دنيايخودروـ ماني حدادي: براي اين هفته هيچ بهانه ديگري پيدا نميشد غير از وبسايت شركت ستاره ايران. اين پايگاه اينترنتي كه مربوط ميشود به نماينده رسمي مرسدسبنز در ايران، در قسمت مدلها اسم A-Class را نيز قيد كرده و حتي دو تيپ Coupe و Sedan را براي انتخاب گذاشته بود.
نوشتن نظر
نظرات پس از تائيد به نمايش گذاشته می شوند.
