او ميگويد از زماني که جوان بود همه عشق و سرگرمياش موتور و ماشين و مسابقه و قهرماني بوده اما الان چنان از اين ماجرا اشباع شده که همه را بوسيده و کنار گذاشته است. ميگويد: «الان فقط اگر فراغتي پيدا کنم دلم ميخواهد ماشين دوديفرانسيلم را بردارم و به دل طبيعت بزنم. بروم يک گوشهاي بنشينم و کاري به دنيا نداشته باشم.»
درباره امير خرمي صحبت ميکنيم. برادران خرمي، امير و معز خرمي هر دو از نامآوران حرفه اتومبيلراني و قهرمانان رشته موتورکراس و ماشين بودهاند. امير برادر بزرگتر است و متولد سال 1346 در محله فاطمي تهران.: «پدر ما نظامي بود و خانواده نسبتاً متمولي داشتيم. وقتي به سن نوجواني رسيدم از طريق يکي از دوستانم با موتورکراس آشنا و خيلي به اين رشته علاقمند شدم. آن موقع 14 سالم بود. شروع کردم و تا 20 سالگي هميشه قهرمان موتور کراس ميشدم. دوستي داشتم به اسم بهنام فاتحي که او مرا اولين بار داخل پيست برد و من چون خيلي به اين رشته علاقمند شده بودم تا 20 سالگي رهايش نکردم.»
او تا سال 69 در رشته موتورکراس باقي ميماند تا اينکه با خبر ميشود اولين سري مسابقات ماشين سواري در ايران در لويزان در حال برگزاري است. از موتور دل ميکند و به دنياي مسابقات با ماشين روميآورد.
«اولين ماشيني که براي خودم خريدم يک دوج چلنجر قرمز بود که مهر سال 1971 را داشت. خوب يادم هست به خاطر اينکه بنزين کوپني بود و ناياب، قيمت اين ماشينها خيلي پايين بود. من اين دوج را 70 هزار تومان خريدم و هنوز هم آن را دارم و بيشتر مواقع هم سوارش ميشم.»
ميپرسم: يعني ماشين زيرپاي شما همين دوج 71 است؟ آن هم با اين بنزين 700 توماني؟
ميگويد: «بله. من عاشق رانندگي با اين ماشينم و بنزين دو هزار تومان هم که بشود اين ماشين را رها نميکنم.»
امير خرمي تعميرگاه ماشين دارد. به همين خاطر تعداد ماشينهايي که به واسطه شغلش خريده، بازسازي کرده و فروخته از دستش در رفته است: «از پونتياک و دوج و شورولت و کاديلاک بگير تا آزرا و ماکسيما و هيوندا هر ماشيني که فکرش را بکنيد به تور من ميخورد. يکي را صاحبش ميخواهد بفروشد، من ميخرم، دستي به سر و گوشش ميکشم و ميفروشم. آن يکي تصادف کرده، من ميخرم و تعمير ميکنم و برايش مشتري جديد پيدا ميکنم. اما با این حال فکر ميکنم چون در دهه 70 ميلادي آمريکاييها ماشينهاي خيلي خوبي ساختند که طراحي فوقالعادهاي هم داشت هيچ کدام از اين ماشينهاي جديد نميتوانند این حس راحتي و آسودگي ماشينهاي آمريکايي را به انسان بدهند. در واقع وقتي پشتش مينشينيد از طراحي بدنه گرفته تا شکل صندلي و فضاي داخلي ماشين، همه به انسان حس راحتي و آسايش ميدهد.»
او زماني يک چلنجر کروک قرمز داشت که در ايران خيلي گل کرد و بسياري از مردم آن را ديدهاند. همان ماشيني که سال 85 شرکت الجي براي تبليغ يکي از جديدترين مدلهاي تلويزيونی از آن استفاده کرد. «براي يک دقيقه تبليغ تلويزيون، حدوداً يک روز ما را بردند فيلمبرداري. رفتيم اطراف قزوين جايي نزديک هشتگرد. نميخواستند ماشينهايي مثل بنز و بامو را براي تبليغ بياورند چون ميگفتند آن ماشينها خيلي لوکس است و ما نميخواهيم توجه مردم به ماشين جلب شود بلکه هدف ما نشان دادن تلويزيون است. به همين خاطر ماشين مرا انتخاب کردند و خودم هم پشتش نشستم براي آن تبليغ.»
مديران فروش شرکت الجي از دوستان امير فرخي بودند و از همين طريق او را براي استفاده در اين تبليغ انتخاب کردند. او بعدا آن کروک قرمز را 30 ميليون تومان فروخت.
امير و معز خرمي از سال 70 شرکت در مسابقات ماشين سواري را شروع کردند و تا سال 78 ادامه دادند. «در کلاس 8 سيلندر ما هميشه مقام آورديم. البته هميشه اول نشديم اما خب دومی و سومي را هميشه داشتيم.»
بعد از اين، آنها به مسابقات کارتينگ رو آوردند و به گفته امير خرمي 8 سال هم در اين مسابقات مدالآور بودند: «زماني که ما در کلاس 8 سيلندر مسابقه ميداديم وقتي قهرمان ميشديم مثلاً يک جفت لاستيک پيکان جايزه ميدادند يا حتي پيش آمد که کرم خيار ساويز هم جايزه دادند. اما در کارتينگ لااقل اين خوبي وجود داشت که مثلاً قهرمانها را ميفرستند به مسابقات جهاني يا جايزهها در حد بليط هواپیما و اين حرفهاست.» معز خرمي 7 سال از برادرش کوچکتر است و در شرکت نوکيا زيمنس کار ميکند. او هم همپاي برادر در مسابقات موتور کراس و کلاس 8 سيلندر و کارتينگ شرکت ميکرده و مدال ميآورده. هر چند او هم الان مسابقه و ماشين بازي و اين حرفها را کنار گذاشته.
امير خرمي يکي از شناخته شدهترين کساني است که ماشين بازسازي ميکنند و ميفروشند. درباره روش کارش ميگويد: «قبلاً لوازم ماشين مخصوصاً ماشينهاي کلاسيک راحت پيدا ميشد. اما از وقتي که بازسازي اين ماشينها مد شده، دست هم خيلي زياد شده و ديگر قطعات به سادگي گذشته پيدا نميشود.
اگر صاحب ماشين درآمد خوبي داشته باشد ما هم سعي ميکنيم بيشتر لوازم را فابريک برايش گير بياوريم. اگر هم نه بالاخره بايد از لوازمي که در بازار هست استفاده کنيم.
من بيشتر سعي ميکنم لوازم را از خارج وارد کنم چون فکر ميکنم بايد ماشين به شکل اصولي بازسازي شود تا شکل اوليه خودش را پيدا کند.» او به بسياري از کشورهاي دنيا سفر کرده و ايده جالبي را مطرح ميکند: «فکر نکنيد فقط جوانهاي ايراني هستند که به بازسازي ماشينهاي کلاسيک علاقه دارند.
من وقتي ميروم سوئد يا ژاپن ميبينم آنجا هم با آنکه مثلاً در ژاپن بنزين خيلي گران است اما باز هم جوانها خيلي عاشق و مشتاق ماشينهاي کلاسيک و بازسازي آنها هستند و به اين نتيجه ميرسم که اين يک تب فراگير در دنياست و جوانهاي ايران هم مثل جوانهاي ساير کشورها به ماشينهاي کلاسيک علاقه دارند.»
امير خرمي ورزشکار است و کشتي و بسکتبال و پينگپنگ را دنبال ميکند. برخلاف خودش و برادرش، پسر 16 سالهاي دارد که عاشق فوتبال است و هيچ علاقهاي به ماشين و ماشينبازي و قهرمان شدن و مدال آوردن ندارد. پدرش ميگويد: «شايد او يک روزي فوتباليست معروفي شود اما خب من هر چه ميکنم هيچ علاقهاي به ماشين نشان نميدهد.»
شنبه ، 29 بهمن 1390 ، 12:45
بنزين 2 هزار تومان هم شود 8 سيلندر را رها نميکنم
دنیایخودرو- شبنم رحمتی: عکسهايش بر سالها قهرماني گواهي ميدهند. عکسهاي زيادي که مجموعهاي از زندگي او را به تصوير ميکشند، از روزهايي که تازه پا در پيست موتورکراس گذاشته بود و سالهايي که به قهرمان بلامنازع اين رشته تبديل شد. ورق زدن عکسهايش به مثابه نگاه کردن دور تند فيلم زندگياش ميماند. موها کمکم جوگندمي شدهاند و موتور جاي خودش را به ماشينهاي کلاسيک داده است. او در مسابقات هشت سيلندر و کارتينگ هم هميشه مقام آورده است.
نوشتن نظر
نظرات پس از تائيد به نمايش گذاشته می شوند.
