مرسدس آمریکایی
جنرال موتورز مدتها در فکر تلفیق تواناییهای اسپرت چیزی مثل شِوی کامارو با قابلیتهای تجملی خودرویی مانند کادیلاک بود. در ضمن میخواست محصولی جدیدش نه شبیه اولدزموبیل باشد و نه شبیه بیوک.
او یک خودرو منحصربهفرد میخواست. ایدهای که بالاخره در ابتدای دهه هفتاد یعنی درست 1972 آن را پیاده کرد. گرند اَم نام همان فرزندی شد که دقیقاً جیام آرزویش را داشت. برای طراحی این خودرو از A-Platform استفاده شد.
پلت فرمی که شامل انواع RWD (محور متحرک عقب) و حتی FWD (محور متحرک جلو) میشد. روی این الگو، شورولت Chevelle، بیوک Century و اولدزموبیل Cutlass Supreme هم ساخته شده بود. اما چنانچه گفته شد جنرال موتورز هدف خاصی از تولید آن داشت.
بنابراین از تلفیق مدلهای مهمی مانند LeMans (با تلفظ صحیح لوُمان) و GTO گرند ام را تمام و کمال باب میل خود و مشتریاش در ایالت میشیگان ساخت. البته میتوان زیر پوست او اثراتی از مدل Phoenix را هم دید. همچنین سیاست جنرال موتورز از انتخاب این نام یادآوری مدلهای Grand Prix و Trans AM بود. هر چه بود، حاصل کار محصولی شده بود که به آن مرسدس آمریکایی میگفتند.
نسل اول این خودرو سال 1973 به بازار آمد. یک عضلانی سایز متوسط که به محض ورود، با قوانین سخت ایالتی آمریکا روبرو شد. قوانینی که شامل استحکام سپرهای جلو و عقب تا مقیاس خاصی میشد. این نسل با دو پیشرانه عرضه میشد.
یکی 400 کیوبیک اینچی (6.6 لیتری) به قدرت 170 اسببخار با کاربراتور 2دهنه و یا 230 اسببخار با کاربراتور 4دهنه. پیشرانه دیگر 450 کیوبیک اینچی (7.4 لیتری) به قدرت 250 اسببخار بود. هر دو با آرایش همیشگی هشت سیلندر Vشکل با زاویه مرکزی 90 درجه، تولید میشدند.
گرند ام امروز، همان نمونه اول از سری 4X (سوپاپ کوچک) بود که سیلندرهایش 104 میلیمتر قطر داشتند. تولیدات این خودرو با مدلهای کوپه و سدان آغاز شد. در سال اول عرضه دقیقاً 43 هزار و 136 دستگاه از روی خط تولید خارج شد. تولیدات در سال 1974 به 17 هزار و 83 دستگاه نزول پیدا کرد.
نکته بارز این نسل استفاده از جعبهدنده 400 «توربو هیدراماتیک» بود. جعبهدندههای 3 سرعته اتوماتیکی که از سال 1964 روی انواع مدلهای جیام سوار میشد. برتری این فناوری نسبت به نمونههایی که شرکت رقیب یعنی فورد استفاده میکرد، قابلیت معکوس برقی و افزایش قدرت بدون افت دور موتور بود.
گفتنی است مدلهای مدرن شده این جعبهدنده بعدها روی انواع فراریها نصب شد. گرند ام در اواخر تولید نسل اول، از نمونه 4 سرعته دستی نیز استفاده میکرد. جالب این است که در سال 1975 با توقف صادرات نفت اعراب به آمریکا، صنعت خودروسازی ایالات متحده مجبور به استفاده از شیوههای صرفه جویی در مصرف سوخت روی تمام تولیداتش شد. پدیدهای که اگرچه برای مدتی کوتاه، اما دامان پونتیاک و گرند ام عزیزش را هم گرفت. تا حدی که در سال پایانی نسل اول تیراژ تولید به 10 هزار و 679 دستگاه رسید.
خودرویی که امروز از نزدیک به دیدارش رفته بودیم با طول، عرض و ارتفاع 5298، 1974 و 1344 میلیمتر آنچنان هم کوچک به نظر نمیرسید. اگرچه برایش رینگ و لاستیکهای جدیدی نصب شده بود اما مابقی قسمتها بدون تغییر بودند.
به گفته مالک این گرند ام، کلیه آپشنهای این خودرو اعم از شیشه برقی، صندلی برقی، سیستم صوتی کارتریجی و حتی ساعت آن کار میکند. با وزن 1950 کیلوگرمیاش هنوز حدود 105 میلیمتر از سطح زمین فاصله دارد. حجم باکش هم با 94.7 لیتر نشان از اشتهای سیری ناپذیرش میدهد. در انتها از یک نکته خیرهکننده این خودرو لذت ببرید. تا زمانیکه کمربند را نبندید، خودرو استارت نمیخورد!
پرنده آتشین
هر بار که نام فایربرد میآید، باید کمی به احترامش نیمخیز شد. این خودرو چنان جذبهای دارد که رنگ از رخسار حریف و غیر حریف میپراند. از همان 1967 که وارد بازار شد، چنین خصوصیتی داشت. طرف دیگر داستان امروز خودرویی است از نسل دوم فایربردها. این نسل بین سالهای 1970 تا 1981 روی خط تولید رفته بود.
در کل فایربردها به چند نوع تقسیم میشوند. استاندارد، اسپریت، ترنس اَم، اسکای بِرد، رد برد، یلو برد و همین فورمولا که امروز به آن میپردازیم.
تمامی تولیدات نسل دوم در کالیفرنیا و اوهایو ساخته میشد. پیشرانهها در بازهای بین 231 کیوبیکاینچی (3.8 لیتری) شش سیلندر خطی (I شکل) با 100 اسببخار نیرو و 455 کیوبیکاینچی (7.5 لیتری) هشت سیلندر V شکل با 300 اسببخار نیرو قرار میگرفتند. فورمولای مورد نظر همچون گرند ام، با پیشرانهای به حجم 400 کیوبیکاینچ (6.6 لیتر) از نوع 6X (سوپاپ بزرگ) با کاربراتور 4دهنه ادلبروک و به قدرت حدودی 225 اسببخاربود.
با سیلندرهایی به قطر 110 میلیمتر ضریبتراکم 7.9 بر یک نباید خیلی تعجب برانگیز باشد. جعبهدنده او نیز 400 سه سرعته اتوماتیک با دفرنسیال 1340 بود. او نیز غیر از روکش صندلیهایش دیگر تغییری تجربه نکرده بود. این فایربرد یکی از معدود مدلیهای با ترام مشکی-قرمز موجود است.
اکثر مدلهای دیگر با این ترام 305 کیوبیک اینچ (5 لیتر) هستند. Ram Air (ورودیهای هوا) روی کاپوت این خودرو به شدت جلب توجه میکنند. چنین کوپه حیرتانگیزی با طول، عرض و ارتفاع 5000، 1854 و 1255 میلیمتر کاملاً نظرها را به خود خیره میکند.
وزن استاندارد این خانواده از سمت جنرال موتورز 1653 کیلوگرم و حجم باک آن 80 لیتر اعلام شده بود. قیمت این خودرو در زمان عرضه به بازار 6 هزار و 800 دلار بوده است. اما شاید دیگر در حال حاضر نتوان برای آن قیمت درخوری گذاشت. طبق آمار دقیقاً 24 هزار و 346 دستگاه از فایربرد فورمولا در نسل دوم ساخته و فروخته شد.
تشکر ویژه
از علی مسعودی مالک گرند ام و حمیدرضا سیف مالک فایربرد قدردانی میکنیم که وقت و خودرو خود را برای بررسی در اختیار ما قرار دادند. همچنین از حمید ترکزبان مدیر کلوپ هیولاهای 8 سیلندر به جهت هماهنگی این دیدار سپاسگذاری میکنیم. برای اطلاعاعات بیشتر از این کلوپ به آدرس اینترنتی www.hayoolahaye8silandr.blogfa.com مراجعه کنید.
يكشنبه ، 30 بهمن 1390 ، 06:47
فرزندان خشونت و ابهت
دنیایخودرو- مانی حدادی: باز هم عقابهای عصر طلایی خودروسازی از خانههای خود بیرون آمدند. آمدند تا دوباره شکوه و عظمت روح با اصالت خود را به رخ بکشند. باز هم قرار است غرش سهمگین پیشرانههای هشت سیلندر، آسمان را خراش دهد. اینبار دو نگین دهه 70 را به میهمانی مجللی فراخواندیم. دو پرنده آتشین. دو پونتیاک را. در یک سو مدل تحسینبرانگیز Firebird Formula سال 1978 دیده میشود. در سوی دیگر نیز Grand AM سال 1974 خودنمایی میکند. بیایید تا حس شگفتانگیز این دیدار را تجربه کنید.
نوشتن نظر
نظرات پس از تائيد به نمايش گذاشته می شوند.
