امتیاز این گزینه
(0 آرا)
شنبه ، 29 بهمن 1390 ، 09:02

اینها کلاسیک می شوند

دنیای‌خودرو- مهندس بابک وفایی: مدتی است در جهان در کنار خودروهای کلاسیک، کلاس جدید از خودرو‌‌ها به راه افتاده است که هر چند در حال حاضر چندان ارزش کلاسیک ندارند، اما در آینده به دلایل مختلف احتمال می‌رود در زمره خودروهای کلاسیک قرار گیرند. از این خودرو‌‌ها می‌توان با عنوان کلاسیک‌‌های آینده یاد کرد.  مجله معتبر پاپیولار مکانیک، چندی قبل به سراغ خودروهای دهه 80 میلادی رفت و لیست 10 خودرویی که در این دهه به تولید رسیدند اما بنا به دلایل مختلف چندان مورد توجه قرار نگرفتند را معرفی کرده است و احتمال داده است هر یک از آن‌‌ها در آینده بنا به دلایل مختلف خودرویی با ارزش شوند. نکته جالب توجه حضور چند خودروی موجود در ایران در این لیست است. این خودرو‌‌ها هر چند در زمان عرضه چندان مورد توجه قرار نگرفتند، اما به اعتقاد کارشناسان این مجله، احتمالا در آینده نزدیک شاهد استقبال بازار از آن‌‌ها خواهیم بود و به همین دلیل به علاقه‌مندان توصیه شده است این خودرو‌‌ها را خریداری کنند. خودروهای حاضر در این لیست با توجه به آنکه در دهه 80 میلادی تولید شده‌اند، از نظر سنی در مرز کلاسیک شدن هستند و به همین دلیل مطالعه این لیست برای علاقه‌مندان ایرانی نیز جذاب خواهد بود.در آینده قصد داریم بیشتر به موضوع کلاسیک‌‌های آینده در ایران بپردازیم.  این خودرو‌‌ها در حال حاضر اکثراً به عنوان خودروی روزمره از سوی مالکانشان استفاده می‌شوند و کمتر مورد توجه ویژه قرار می‌گیرند اما اگر قصد دارید به عنوان یک خودروی کلاسیک در آینده‌ای نه چندان دور از آن‌‌ها نگهداری کنید، در حال حاضر بهترین زمان برای بازسازی و رسیدگی به آن‌‌ها را در اختیار دارید چرا که هنوز قیمت لوازم یدکی آن‌‌ها سر به فلک نزده است و با صرف هزینه‌ای مناسب می‌توان آن‌‌ها را به وضعیت مناسب در آورد.

شورولت کامارو نسل3 مدل IROC-Z

 

 

کامارو نسل سوم آنقدر‌‌ها هم خودروی بدی نبود که به فراموشی سپرده شود. هندلینگش برای زمان خودش مناسب بود اما مهمترین مشکلش موتور‌‌های ضعیفی بود که شورولت برایش انتخاب کرده بود. آمریکایی‌‌ها که در نسل دوم به موتور‌‌های پنج لیتری عادت کرده بودند، با دیدن موتور 2.5 لیتری پایه این خودرو جا خوردند. البته تا مدت ها موتور‌‌های پنج لیتری به عنوان بالاترین موتور برای این خودرو عرضه می‌شد اما محافظه کاری شورولت در زمان عرضه این مدل کار خودش را کرده بود.
شورولت برای بازگرداندن کامارو به بازار، در 1985 مدل IROC-Z را روانه بازار کرد. این مدل در بسیاری از بخش‌‌ها با کوروت‌‌های هم نسلش مشترک بود و بر روی مدل Z28 عرضه می‌شد. نام این خودرو از مسابقه‌ای با عنوان مسابقه بین‌المللی قهرمانان گرفته شده بود. همه چیز در این مدل از بهترین‌‌ها انتخاب شده بود اما همه این‌‌ها برای شکست دادن موستانگ کافی نبود.

 

آئودی 5000

 

 

یک مشکل فنی در کنار تبلیغات گسترده تلویزیونی در آمریکا این مدل لوکس آئودی را در بازار آمریکا نابود کرد. پدال گاز آئودی 5000 دچار مشکل بود و گاهی گیر می‌کرد. تلویزیون‌‌های آمریکا هم همین موضوع را چنان برجسته کردند که فروش آئودی در آمریکا ناگهان افت کرد و آئودی ناچار شد این مدل را از بازار آمریکا خارج کند. این خودرو در زمان خود به عنوان یک خودروی سدان یکی از بهترین طراحی‌‌های آئوردینامیک را داشت و همین امر آن را به خودرویی ساکت و کم مصرف تبدیل کرده بود. با یک موتور توربو شارژر‌دار 158 اسبی و سیستم انتقال قدرت چهار چرخ متحرک، این خودرو  در زمان خود خودروی سدان فوق‌العاده‌ای بود اما چنان تخریب شد که آئودی تا اواخر دهه 90 نتوانست پا به بازار آمریکا بگذارد. یک سدان از دوران پر افتخار کواترو آئودی که به زودی ارزشمند خواهد شد.

 

تویوتا کریسیدا

 

 

خیلی‌‌ها وقتی لکسوس به بازار بنز و ب‌ام‌و حمله کرد از خود می‌پرسیدند، تویوتا این جسارت و توانایی را از کجا آورده است. جواب تویوتا کریسیدا بود که البته هیچ وقت آن‌گونه که شایسته‌اش بود دیده نشد. تویوتا در 1981 طرح ظاهری کریسیدا را به طور کلی دگرگون کرد و با بهره‌گیری از خطوط تیز تلاش کرد خودرویی متفاوت از سایر محصولاتش بسازد. با یک موتور 116 اسب‌بخاری و فضای داخلی بزرگ، تویوتا در زمانی که همه به دیفرانسیل جلو روی آورده بودند، خودرویی دیفرانسیل عقب را به بازار فرستاد. اما برند تویوتا در آن زمان در بازار آمریکا با خودروهای کوچک گره خودره بود و بازار هیچ‌گاه یک تویوتا بزرگ و لوکس را نپذیرفت هر چند با ورود لکسوس به بازار همه چیز تغییر کرد.

 

نیسان 810 (ماکسیما)

 

 

نیسان هم با مدل 810 دچار همان مشکلی شد که تویوتا با کریسیدا داشت؛ بازار یک نیسان لوکس را نپذیرفت. این خودرو در آغاز عرضه به بازار آمریکا از موتور 2.4 لیتری بهره می‌برد که پیش از این امتحانش را در مدل 240Z داتسون پس داده بود.
در سال 1982 نام این خودرو از داتسون 810 به نیسان ماکسیما تغییر کرد اما همه این‌‌ها در کنار تعلیق مستقل در هر چهار‌چرخ و دیفرانسیل عقب بودن خودرو هم نتوانست در فروش این خودرو موثر باشد. موتور 120 اسب‌بخاری و گیربکس دستی در استاندارد‌‌های آن زمان یک سدان نیمه‌اسپرت و نیمه لوکس از ماکسیما می‌ساخت اما بازار آمریکا بی‌رحمانه آن را کنار گذاشت.

 

فراری 280GTO

 

 

این مدل واقعاً بد‌شانس بوده که در لیست این هفته جای گرفته چون بیشتر از آنکه به دلیل ضعف‌‌هایش در این لیست باشد به دلیل جذابیت سایر اعضا خانواده فراری از یاد‌‌ها رفته است. فراری این مدل را برای شرکت در رقابت‌‌های گروه B رالی قهرمانی جهان تولید کرده بود اما مطابق قوانین آن مسابقات باید 200 دستگاه از خودروهای شرکت‌کننده در انواع خیابانی هم تولید می‌شدند. فراری هم این کار را کرد اما از بد حادثه مسابقات به دلیل مسایل ایمنی تعطیل شد. این مدل برای زمان خود بی‌نظیر بود. با یک موتور 2.8 لیتری و دو توروبوشارژر، می‌توانست 400 اسب‌بخار قدرت تولید کند که برای زمان خودش واقعاً عالی بود و اولین خودروی خیابانی شد که توانست به سرعت 300 کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند. اما همه این موفقیت‌‌ها با ورود فراری F40 ناگهان فراموش شد و هیچ کس هم توجه نکرد F40 در بسیاری از بخش‌‌ها از این مدل الگو‌برداری شده است.

 

کوروت C4

 

 

کوروت در نسل چهارمش بیش از آنکه بد باشد نا‌امید‌کننده بود. کوروت در نسل سوم خود بر خلاف ظاهر اسپرتش، با موتور‌‌های ضعیفی که داشت بیشتر به یک خودروی سواری شهری شبیه بود تا یک اسپرت اصیل و همه منتظر بودند ببینند در نسل چهارم چه اتفاقی می‌افتد. نسل چهارم کوروت که در مارس 1983 معرفی شد به دلیل چند اشتباه کوچک در زمان عرضه در بازار مورد انتقاد قرار گرفت. ایده استفاده از آمپرهای دیجیتال در آن زمان اصلاً ایده مناسبی نبود. سیستم تعلیق هم بیش از حد ضعیف بود. گیربکس عجیب کوروت هم به سختی دنده‌‌ها را تعویض می‌کرد. در نهایت موتوری که فقط 205 اسب‌بخار قدرت داشت تیر خلاص را به کوروت زد هر چند بعداً بعضی از این اشتباهات تصحیح شد و موتور هم به 230 اسب‌بخار رسید اما ورود ضعیف C4 آن را به یک بازنده تبدیل کرد. فروش بد نبود اما به سرعت از یاد‌‌ها رفت هر چند احتمالاً به زودی بار دیگر به صحنه باز‌می‌گردد.

 

فورد تاندربرد

 

 

هیچ کس به درستی نفهمید فورد چگونه توانست یکی از بی‌نظیر‌ترین خودروهای تاریخش را به یک شکست خورده تمام‌عیار تبدیل کند. فورد وقتی علاقه عمومی به تاندربرد را دید تصمیم گرفت کمی آن را بزرگتر کند تا کمی هم چاشنی لوکس بودن به آن بزند. شاید فورد از این ایده خوشش آمده باشد اما بدون شک مردم آن را دوست نداشتند چون فقط نامی از تاندربرد باقی مانده بود و به جای یک کوپه اسپورت یک کوپه بزرگ و تنبل نصیبشان می‌شد. فورد تلاش کرد تاندربرد را نجات دهد اما هر بار اوضاع بدتر شد تا اینکه نام تاندربرد برای همیشه از خانواده محصولات فورد حذف شد. تاندربرد‌‌های زیبای دهه 80 هستند و احتمالاً در آینده نزدیک با ارزش خواهند شد اما هیچ وقت یک تی برد اصیل نبودند.

 

بنز 190E

 

 

بنز تا دهه 80 میلادی خودرویی در کلاس سدان‌‌های کوچک نداشت و کوچکترین سدانش E کلاس بود. این امر وقتی ب‌ام‌و با سری 3 بازار سدان‌‌های کوچک لوکس را نشانه رفته بود برای مدیران بنز خیلی سنگین بود و تصمیم گرفتند خودرویی در رقابت با سری سه به بازارعرضه کنند. این خودرو در حقیقت پدر C کلاس است اما در آن زمان با نشان E به بازار آمد. مشکل اینجا بود که یک بنز کوچک از سوی بازار پذیرفتنی نبود. این بنز چیزی از برادران بزرگتر خود کم نداشت و خطوط طراحی W124 و W126 را می‌شد به وضوح در آن دید. موتور‌‌های پرقدرتی هم داشت به اضافه ستاره بنز که تا پیش از این برای هر خودرویی تضمین موفقیت بود. اتفاقاً این بنز خوب هم فروخت اما به همان سرعت هم از یاد‌‌ها رفت. بنز باید بزرگ و لوکس باشد، بنز کوچک فرقی با خودروهای دیگر ندارد. با این شعار بود که 190E با وجود آنکه پرفروش‌ترین خودروی بنز در زمان خود بود به لیست ما راه پیدا کرد. نمونه‌‌های این خودرو در ایران هم وارد شده است. اگر سالمش را پیدا کردید از خریدش غافل نشوید.

 

هیوندای اکسل

 

 

این خودرو اولین مدلی از هیوندای بود که در بازار آمریکا به فروش رفت. یک مدل قدیمی از میتسوبیشی که تغییراتی در ظاهرش داده شده بود که البته زشت‌ترش کرده بود. یک سدان دیفرانسیل جلو با موتور 86 اسب‌بخاری. اما قدرتش در قیمتش بود: فقط 4995 دلار. هر چند در نهایت فقط 167 هزار دستگاه فروخت اما جای پای هیوندای را در بازار باز کرد. شاید روزی هیوندای بازار آمریکا را فتح کند. آن زمان این خودرو برای خود شخصیتی پیدا خواهد کرد.

 

مزدا RX7

 

 

این مزدا خاص و جذاب بود اما چوب نوآوری‌‌های زیادش را خورد و خریداران ترجیح دادند بابت تکنولوژی که خیلی هم اعتمادی به آن نداشتند پول ندهند. مزدا در این خودرو از موتور وانکل استفاده کرده بود که تفاوت زیادی با موتور‌‌های احتراق داخلی داشت. این موتور در اواخر تولید خود به توربو هم مجهز شد و می‌‌توانست تا 200 اسب‌بخار قدرت تولید کند که برای یک خودروی اسپرت رقم خوبی بود. طراحی این مزدا هم برای خودروهای ژاپنی چندان بد نبود اما مشکلات فنی موتور‌‌های وانکل باعث شد استقبال قابل قبولی از این خودرو نشود. هر چند مدل‌‌های آخرش تغییراتی کردند که باعث شد فروشش بیشتر شود اما در نهایت خیلی مورد توجه قرار نگرفت. احتمالاً به زودی از آن به عنوان خودرویی با تکنولوژی متفاوت در زمان خود یاد می کنند و ارزشمند‌تر خواهد شد، مشابه همان برخوردی که امروزه با خودروهای موتور توربینی دهه 60 می‌شود.

نوشتن نظر

نظرات پس از تائيد به نمايش گذاشته می شوند.

ارسال پیامک

لطفا نظرات، انتقادات و سوالات خودرویی خود را به شماره پیامک ما 3000674000 ارسال نمائید.

سایر مطالب کلاسیک

آرشیو>>

فرم ورود

تبلیغات

بنر