امتیاز این گزینه
(1 رای)
يكشنبه ، 16 بهمن 1390 ، 09:17

ماشين‌هاي كلاسيك من را پيدا مي‌كنند

دنياي‌خودروـ بابك وفايي: هفته گذشته بخش نخست گفت‌وگوي مفصل ما با منصور كامران‌فر كه نزديك به چهار دهه به كار بازسازي و جمع‌آوري خودروهاي كلاسيك مشغول است را خوانديد. در اين شماره او از بازسازي خودروهاي بنياد، حضورش در خارج از كشور و البته مسابقات سرعت چهار دهه پيش صحبت كرده است. لازم به ذكر است عكس هاي قديمي كه در شماره گذشته و اين شماره به چاپ رسيده تمام متعلق به آلبوم شخصي كامران فر است كه براي چاپ در اختيار ما قرار داد .

* وقتي فراري و كرايسلر را براي بازسازي در اختيار گرفتيد، در چه وضعيتي بودند؟
كرايسلر يك تصادف شديد از جلو كرده بود و بخش جلوي آن به شدت آسيب ديده بود. به علاوه در زماني كه كنترل چنداني روي اتومبيل‌هاي كاخ نبوده عده‌اي با اين فكر كه بخش‌هاي طلايي رنگ داخل خودرو از جمله فرمان، واقعاً طلاي خالص است، به اين قسمت‌ها آسيب‌زده بودند اما وقتي فهميدند كه زير اين قسمت‌ها استيل و سرب خشك است دست از سر اتومبيل برداشتند. اين خودرو كه بر روي شاسي كرايسلر و توسط يك شركت ايتاليايي به اسم «گيا» طراحي شده بسيار سفارشي و خاص است. غير از طرح بدنه كه منحصربه‌فرد است در اتاق هم ايده‌هاي جالبي به كار رفته. مثلاً وقتي در داشبورد آن را باز مي‌كنيد گرامافون آن را مي‌بينيد و يا در عقب خودرو يخچال براي نوشيدني‌ها نصب شده. موتور آن هم دو كاربراتور چهار دهنه دارد كه در بين خودروهاي آمريكايي كمتر ديده مي‌شود. خودروي فراري 308 را وقتي از انبار بيرون آورديم تقريباً‌ نابود شده بود. داخل اتاق آن به دليلي نامعلوم سوخته بود و تقريباً بخش‌هاي داخلي آن از بين رفته بود. غير از آن يك طرف بدنه شامل در و گلگير در اثر تصادف آسيب ديده بود و سقف هم ضربه خورده و شيشه‌ها از بين رفته بود. كليه بخش‌هاي آن را خودمان بازسازي كرديم و فقط شيشه جلو و دو شيشه بغل را به ميلان سفارش داديم.
خاطرم هست اين شيشه‌ها دير به دستمان رسيد و براي تنظيم سقف به آنها احتياج داشتيم. پس به ناچار بدون شيشه سقف را بازسازي كرديم ولي وقتي شيشه‌ها را آوردند ديديم به طور كاملاً دقيق در جاي خود نشست.
* تيمي كه با آنها كار مي‌كرديد از طرف بنياد معرفي شده بودند يا انتخاب خودتان بود؟
اعضاي تيم را خودم انتخاب كردم. البته با اين بچه‌ها مدت‌ها همكار بودم و در طي چند سال اصول كار را به آنها ياد دادم و به همين دليل هميشه با همان گروه كار مي‌كردم. در اين بين دو نفر بودند كه بايد از آنها به خاطر همكاريشان تشكر كنم. حسين خوشنواز (صافكار)،   فرامرز جهانگيري (تودوزي‌كار) و رحيم اسكندري كه نقاشي خودروها را انجام مي‌داد.
* معيارتان براي انتخاب يك مدل براي بازسازي چيست؟
هرچند شخصاً علاقه‌مند خودروهاي بنز هستم اما هر ماشيني كه پايه آن سالم باشد البته نمونه تكي باشد را مي‌توانم بازسازي كنم.
* پايه ماشين سالم باشد؟
ببينيد! مهم اين است كه ماشين تصادف شديد نداشته باشد. از آن مهمتر لوازم داخل اتاق دست‌نخورده باشد چون اين قطعات امروزه بسيار دشوار يافت مي‌شوند. اگر بدنه و اتاق ماشين سالم باشد كار بر روي بخش فني دشوار نيست و مي‌شود از پس آن برآمد. از همه اينها مهمتر همان‌طور كه قبلاً گفتم نبايد در ماشين دخل و تصرف شده باشد و چيزي كم و يا افزوده شده باشد.
* در حال حاضر وضعيت توجه و بازسازي كلاسيك‌ها را چگونه مي‌بينيد؟
خوشبختانه اين روزها با كارهايي كه انجام شده كم‌كم ارزش واقعي اين ماشين‌ها براي مردم جا افتاده و خيلي‌ها به دنبال حفظ و نگهداري و بازسازي آنها افتاده‌اند. الان كساني حاضرند چند ده ميليون تومان براي خريد بعضي از اين ماشين‌ها خرج كنند. يادم هست اوايل انقلاب يك رولزرويس را در محل سابق هتل هيلتون حراج كردند. قيمت پايه شش ميليون تومان بود. يك نفرگفت شش ميليون و صد و ديگر هيچ كس بالاتر از آن نبود. اما الان اگر باز هم حراج بگذارند خيلي‌ها روي دست هم مي‌‌آيند. علاقه جوان‌ها هم به اين كار زياد شده اما متاسفانه بعضي وقت‌ها علم لازم براي اين كار را ندارند و فقط به دنبال تجربه هستند و گاهي از خودرو بيش از توانش كار مي‌كشند و به ماشين آسيب مي‌رسانند. اما متاسفانه اين علاقه‌مندي بين جوانان بيشتر براي ماسل‌هاي دهه 70 است و كمتر كسي به خودروهاي دهه 50 و 60 توجه مي‌كند. در حالي كه از نظر ارزش كلاسيك آنها بالاتر هستند.
* براي فردي كه مي‌خواهد وارد وادي بازسازي و نگهداري از كلاسيك‌ها شود چه مدلي را پيشنهاد مي‌كنيد؟
بايد كار را از ماشيني شروع كند كه لوازم آن در دسترس باشد. براي شروع كار حتي مي‌توان از يك پيكان مدل پايين مثلاً 47 شروع كرد كه هم لوازم آن در دسترس است و هم در زمان بازسازي خود فرد از جزئيات كار خيلي چيزها ياد مي‌گيرد. بعد از اينكه اطلاعات فرد در مورد بازسازي بالا رفت مي‌توان به مرور به سراغ ماشين‌هاي سخت‌تر رفت.
* كار جوان‌ها را در جمع‌كردن ماسل‌ها چطور مي‌بينيد؟
علاقه جوان‌ها به اين خودروها خيلي خوب است اما بايد جوان‌ها اطلاعات فني خود را از اين ماشين‌ها بيشتر كنند. الان بعضي وقت‌ها تجربي كار مي‌كنند. مثلاً چند وقت پيش يكي از دوستان جوان موتور 455 را روي كامارو با گيربكس 350 بسته بود. وقتي به او گفتم اين گيربكس تحمل فشار اين موتور را ندارد قبول نكرد ولي سه چهار روز بعد گيربكس كاملاً خرد شد. الان بچه‌ها به راحتي قطعات موتور مثل كاربراتور، ميل‌‌بادامك و ... را از خارج وارد مي‌كنند اما وقتي قطعات با هم هماهنگ نيستند نتيجه كار مناسب نخواهد بود. بچه‌ها نبايد اينقدر به دنبال تجربه‌كردن باشند و قبل از هر تغييري بايد با افراد با اطلاع مشورت كنند.
* مدلي هست كه هنوز براي بازسازي به دنبال آن باشيد؟
هر چند نزديك به 10 دستگاه بنز 190SL جمع كرده‌ام ولي هنوز هم علاقه‌ام به كار روي اين مدل كم نشده و چشمم هنوز به دنبال 190SL است.
* ماشين‌هايي كه كار كرده‌ايد خيلي متنوع است. چگونه اين ماشين‌ها را پيدا مي‌كنيد؟
شايد باورتان نشود اما ماشين‌ ها من را پيدا مي‌كنند! اتفاقاً اين سوال را خيلي‌ها از من مي‌پرسند اما جوابي كه به همه مي‌دهم همين است. چون خودرودوستان و كلاسيك‌بازها من را مي‌شناسند، اگر ماشين مناسبي پيدا شود با من تماس مي‌گيرند. بعضي وقت‌ها هم صاحبان ماشين‌ها كه امكان نگهداري خودرو را ندارند و به دنبال فردي مي‌گردند كه مطمئن باشند ماشين را خوب نگهداري مي‌كنند با من تماس مي‌گيرند.
* براي رفت‌وآمد با ماشين‌هايتان مشكل نداريد؟
نيروي انتظامي نه تنها جلوي ما را نمي‌گيرند بلكه با توجه به بخش‌ نامه‌هايي كه آمده، نيروي انتظامي همكاري هم مي‌كند و برخورد خوبي با ماشين‌هاي كلاسيك دارد. البته ماشين‌هاي ما هم همگي پلاك ملي و معاينه فني دارند.
* براي بازسازي به خارج از كشور هم رفته‌ايد، در اين باره توضيح مي‌دهيد؟
حدود سه سال در آلمان مشغول كار براي يك شركت سوئدي بودم.
* چطور رابطه‌تان با آنها برقرار شد؟
ظاهراً نفرات اين شركت در ايران چند نمونه از كارهاي من را ديده بودند. بعد از مدتي پرس‌وجو به سراغم آمدند و قرارداد بستند.
* روي چه ماشين‌هايي كار كرديد؟
ماشين‌هاي زيادي براي آنها جمع كردم. چند دستگاه كوروت از نسل‌هاي اول و دوم و سوم، فراري تستا روسا، لامبورگيني ديابلو، دتوماتسو، چندين بنز از جمله 300SL، 190SL، 280SE و ...، جاگوار E-Type، فورد GT40، پورشه 356 و ...
* همه اين مدل‌ها براي يك شركت بود؟
نه، در آنجا براي چند شركت ديگر هم ماشين جمع كرديم.
* از دنياي كلاسيك‌ها فاصله بگيريم. اگر اشتباه نكنم در ريس هم در سال‌هاي دور حضور داشتيد؟
سال 47 بود كه چند بار در ريس حاضر شدم. البته در آن دوران بيشتر در كار آماده كردن خودروها براي مسابقه بودم ولي چند باري هم خودم مسابقه دادم.
* چه خودروهايي در مسابقه بودند؟
كلاس‌بندي‌هاي مختلفي بود اما در كلاس‌هاي بالا 300SL گالوينگ، كوروت، لوتوس و ... حاضر مي‌شدند.
* مسابقات در كجا برگزار شد؟
در اطراف فرودگاه قلعه‌مرغي پيستي آماده شده بود كه در‌ آنجا مسابقه مي‌داديم.
* ممنون از وقتي كه در اختيار ما قرار داديد.
من هم از شما و همكارانتان تشكر مي‌كنم.

نوشتن نظر

نظرات پس از تائيد به نمايش گذاشته می شوند.

ارسال پیامک

لطفا نظرات، انتقادات و سوالات خودرویی خود را به شماره پیامک ما 3000674000 ارسال نمائید.

سایر مطالب کلاسیک

آرشیو>>

فرم ورود

تبلیغات

بنر