امتیاز این گزینه
(0 آرا)
يكشنبه ، 30 بهمن 1390 ، 06:59

پشت فرمان مینی بوس هم نشسته ام

دنیای‌خودرو- کیمیا شالباف: وسوسه ماشین سواری، برای همه وجود دارد، از بچگی، از همان موقع که پاهایمان به پدال نمی‌رسد، علاقه شدیدی به ماشین‌سواری داریم، این حس یک حس مردانه نیست، الان خیلی از خانم‌ها رانندگان قهاری هستند، نمونه بارزش شقایق فراهانی هنرپیشه   معروف سینما. فراهانی گویا رانندگی‌اش هم به قدرت دیالوگ و حس گرفتن‌هایش در فیلم‌های سینمایی است. گپ و گفت شنیدنی ما با شقایق فراهانی را از دست ندهید، از وسوسه‌های کودکی‌اش تا عشق‌اش به یک پراید هاچ‌بک.

خانم فراهانی، به ماشین علاقه دارید؟
بله، از بچگی خیلی ماشین دوست داشتم.
از بچگی!   از کی؟
من دوران کودکی‌ام را ایران نبودم. یادم است قانونی بود که اجازه نمی‌دادند بچه‌ها کمتر از یک سنی جلو بنشینند و من همیشه دوست داشتم جلو کنار پدرم باشم. او هم گاهی یواشکی من را می‌آورد جلو می‌نشاند و من کلی کیف می‌کردم. وقتی پدرم را پشت فرمان می‌دیدم خیلی دوست داشتم جای راننده بنشینم.
ماشین خوب و مورد علاقه‌تان چیست؟
همه ماشین‌هایی که الان مشهور هستند قطعاً ماشین‌های خوبی‌اند. اما بهترین ماشینی که تا حالا داشته‌ام و کلی برایم خاطره‌انگیز است یک پژوی 405 مشکی بود.
برای چه سالی بود؟ چند وقت نگهش داشتید؟
حدود سال 82-83 بود. حدود چهار سال نگهش داشتم    و  بعد  فروختم.
تصادف هم  می‌کنید؟
بله     تصادف   هم کرده‌ام.
خاطره بدترین تصادفی که یادتان مانده را بگویید .
مهیب‌ترین تصادفم در راه شمال بود. در جاده چالوس بودیم و البته من هم راننده نبودم. اما آسیب جسمانی و روحی زیادی دیدم و این تصادف هرگز فراموشم نمی‌شود.
این تصادف بعداً تاثیری هم روی روحیه شما برای رانندگی داشت؟
بله. راستش از آن تصادف به بعد ترس رانندگی در جاده همیشه با من است و هر وقت به جاده می‌روم نسبت به شهر با احتیاط بیشتری رانندگی می‌کنم.
تا حالا پیش آمده وقتی پلیس ماشین را نگه می‌دارد، شما را بشناسد؟
بله ،     فراوان.  خیلی پیش آمده.
بعد از اینکه شناختنتان در  جریمه  تخفیف هم   داده ‌اند؟
این قضیه برایم 50-50 بوده. یعنی گاهی بله و گاهی هم نه. خیلی‌هایشان واقعاً لطف داشتند و خیلی‌ها هم به وظیفه قانونی خود به طور کامل عمل کردند ولی از لحاظ احترام مثل بقیه با من رفتار کرده‌اند اما مثلاً اجازه ندادند وارد محدوده طرح ترافیک شوم.
مردم چطور با شما رفتار کرده‌اند؟ مثلا هنگام تصادف.
رفتار مردم هم همین طور. خیلی متفاوت بوده. اما یک نکته‌ای را بگویم. اصولاً در هنگام رانندگی بعضی از آقایان وقتی می‌بینند خانمی پشت فرمان است متاسفانه  رعایت نمی کنند البته برخی از خانم ها هم اگر رانندگی نکنند خیلی بهتر است.
پس شــما هم از رانندگی خانم‌ها شاکی هستید ؟
همه خانم‌ها که نه، ولی هستند خانم‌هایی که بد رانندگی می کنند.
از دیگر نگرانی‌هایــتان هنگام رانندگی  چیست ؟
راستش افراد مسن. کاشکی قانونی وجود داشت که به پدرها و مادرهایمان از یک سنی به بعد اجازه  رانندگی نمی‌داد. هم برای خودشان خطرناک است و هم دیگران. این موضوع هم خیلی من را نگران    می‌کند.
شما هنگام رانندگی به موسیقی هم گوش می‌دهید؟
بله، البته. من اصلاً به عشق موسیقی گوش دادن رانندگی   می‌کنم!
بیشتر چه  موسیقی هایی گوش می‌دهید؟
همه جور موسیقی مناسب را دوست دارم و گوش می‌دهم. البته خیلی بستگی به حالم دارد. گاهی موسیقی هایی که برایم جنبه نوستالژی دارند و خاطراتی را زنده می‌کنند. مواقعی که ناراحتم موسیقی ‌هایی را گوش می‌کنم که کمکم کنند تا گریه کنم و خالی شوم. و زمان‌هایی که شاد و خوشحالم موسیقی ‌هایی را انتخاب می‌کنم که شا   د  هستند.
اهل سیستم بستن روی ماشین هم هستید؟
نه دیگر. همان ضبط روی خود ماشین را استفاده می کنم. همان پژویی که خیلی دوستش داشتم ضبط خیلی خوبی داشت.
گواهینامه   که   دارید؟
بله، 100‌در‌صد.
تجربه رانندگی بدون گواهینامه که ندارید؟
بله. من سال‌ها بدون گواهینامه رانندگی کرده‌ام. فکر کنم حدود 3-4 سال. جالب اینکه مدت‌ها بعد فهمیدم این تجربه در خانواده ما موروثی است. مثل اینکه پدرم هم مدت‌ها بدون گواهینامه    رانندگی می‌کرده  است.
پسرتان چطور؟ او هم این ارث را برده؟
راجع به پسرم خیلی دقت می‌کنم. الان دیگر 18 ساله است و من حواسم هست که کارهای مربوط به آموزش رانندگی  و گواهینامه را به دقت و     قانونی طی کند.
کی  گواهینامه گرفتید؟
سال 1384 بالاخره تصمیم گرفتم که گواهینامه بگیرم، بدون گواهینامه رانندگی کردن، کار بسیار خطرناکی است، گواهینامه گرفتن هم کار سختی نیست، برای همین سال 84 بالاخره گواهینامه گرفتم تا با خیال راحت پشت فرمان بنشینم.
یادتان     می‌آید    بار چندم قبول شدید؟
همان بار اول قبول شدم. یادم می‌آید خیلی سریع هم بود. خانم افسر خیلی زود گفت قبولی و معلوم است که حسابی راننده هستی.
شهرتتان که در این روند تاثیری نداشت؟
نه، فکر نمی‌کنم، من امتحان شهری را خیلی خوب انجام دادم، گفتم که چند سال بدون گواهینامه رانندگی کرده بودم، از پس یک امتحان می‌توانستم بدون استفاده از شهرتم    بر بیایم.
اولین ماشینی که خودتان خریدید چه بود؟
یک پراید هاچ‌بک سفید بود. خیلی دوستش داشتم و اسمش را گذاشته بودم دریا. با این ماشین بود که رانندگی را یاد گرفتم. یادم می‌آید آن اوایل که با دریا رانندگی می‌کردم اصلاً دنده عقب  بلد      نبودم!
دنده عقب بلد نبودید؟ پس چطور حرکت می‌کردید؟ پارک کردن بدون دنده عقب 20-30 متری فضا      می‌خواهد  نه؟
آموزشی بود، رفته رفته دنده عقب را هم یاد گرفتم .
اولین باری که پشت فرمان نشسته‌اید را به یاد     دارید؟
دقیقاً به خاطر ندارم چون خیلی بچه بودم شاید 12 یا 13 ساله بودم.
پس با ماشین پدرتان بودید؟
بله ، ماشین پدرم بود.
پایتان به پدال‌ها می‌رسید؟
بله خب. دختر‌ها زودتر رشد می‌کنند و قد می‌کشند.
چه احساسی داشتید آن لحظه‌ها؟
به هر حال تجربه‌های جالبی بود، یک لذت خاصی داشت آن رانندگی کردن‌ها.
دیگر تجربه رانندگی با چه ماشین‌هایی را دارید؟
با خیلی ماشین‌ها رانندگی کرده‌ام مثلاً پشت مینی‌بوس نشسته‌ام. اما خیلی حرفه‌ای نیستم. تجربه‌های شیطنت‌آمیزی که فکر می‌کنم خیلی از آدم‌ها در طول زندگی‌شان داشته‌اند.
اما حالا به پسرتان اجازه نمی‌دهید از آن شیطنت‌ها بکند!
بله، تا آنجایی که قدرت داشته باشم کنترلش می‌کنم. راستش خودم در مورد تصادف تجربه‌های بد و تلخ زیاد داشته‌ام که خیلی روی روحیه‌ام تاثیر گذاشته است. دوست ندارم و نمی‌خواهم آن تجربه‌ها برای پسرم هم تکرار شود. نه برای پسرم و نه   برای دیگران.
به       حرفتان گوش می‌دهد؟
تا آنجا که می‌دانم بله. کلاً در مورد این مسائل پسر خوبی است و موضوع را درک  می‌کند.
خودتان با اجازه پدر ماشین را بر‌می‌داشتید؟
نه‌. اجازه نمی‌دادند بدون گواهینامه پشت فرمان بنشینم. مخصوصاً مادرم بسیار حساس بود  .
پس چه وقت‌هایی پشت ماشین می‌نشستید؟
در نوجوانی‌ام در شهر که اصلاً رانندگی نمی‌کردم. معمولاً وقتی که به روستای پدرم، فراهان می‌رفتیم، شرایطی پیش می‌آمد که می‌توانستم ماشین را بردارم. آنجا محیط بسیار امن و مناسب بود چون شاید ساعت‌ها هم یک ماشین رد نمی‌شد و کلاً ماشین زیاد و عادی نبود. به همین خاطر خطری نداشت و خیال خودم هم راحت     بود.
پس این شرایط کم پیش می‌آمده.
بله، خیلی کم. گاهی که برای تعطیلات به فراهان می‌رفتیم این موقعیت برایم مهیا      می‌شد.
تا حالا شده تصادفی برایتان تبدیل به یک خاطره خوب شود؟
نه، هیچ وقت تصادف‌هایم برایم خوشایند نبوده‌اند و شاید بعداً به نظر خنده‌دار می‌رسیده‌اند اما تاثیرات منفی روی روحیه‌ام گذاشته‌اند.
همیشه ماشین صفر می‌خرید؟
خب ماشین نو باشد قطعاً خیلی بهتر است، سالم‌تر است. اما روی این موضوع که ماشین حتماً نو باشد خیلی تعصب ندارم و پیش آمده که ماشین دست دوم هم   بخرم.

نوشتن نظر

نظرات پس از تائيد به نمايش گذاشته می شوند.

سایر مطالب چراغ قرمز

آرشیو>>

ارسال پیامک

لطفا نظرات، انتقادات و سوالات خودرویی خود را به شماره پیامک ما 3000674000 ارسال نمائید.

فرم ورود

تبلیغات

بنر