امتیاز این گزینه
(0 آرا)
شنبه ، 29 بهمن 1390 ، 10:01

گران ترین ماشینی که خریدم اوپیروس است

دنیای‌خودرو- مهدي ملكي: حسين بادامكي در يك خانواده فوتبالي به دنيا آمد و رشد كرد. برادران بزرگتر او از جمله حسن كه مربي فوتبال است، مشوق اصلي او براي ورود حسين بادامكي به عرصه بازيگري و فوتبال بودند. حسين بادامكي عضو تيم دهداري مشهد بود كه اكبر ميثاقيان سرمربي وقت ابومسلم او را كشف كرد. او يك بازيكن جوان بود كه همبازي فوتباليست‌هايي همچون علي حنطه، هادي برگي‌زر و رمضان شكري شد، بازيكناني كه الان به جرگه مربيان پيوسته‌اند. در هر حال ميثاقيان به اين بازيكن جوان اعتماد كرد و بادامكي هم توانست جاي خود را در تركيب اصلي ابومسلم پیدا كند. البته بادامكي پس از رفتن ميثاقيان از ابومسلم مورد توجه جايگزين او هم قرار گرفت و فيروز كريمي بيشتر از سابق از اين هافبك بازي گرفت. بادامكي چهار سال در ابومسلم درخشيد تا اينكه با پيشنهاد پرسپوليسي‌ها پيراهن سرخ را بر تن كرد. هافبك سرخپوشان در فصل جاري پنجمين سال حضور خود در تيم بزرگ پايتخت را پشت‌سر مي‌گذارد. بادامكي در ابومسلم هافبك نفوذي بود و براي همين بيشتر فرصت گلزني و شوت‌زني به دست مي‌آورد اما در پرسپوليس در پست هافبكي كه بيشتر خصوصيات دفاعي دارد به كار گرفته مي‌شود و براي همين بازي‌اش كمتر به چشم مي‌آيد. حسين بادامكي در اردوي اخير پرسپوليس در تركيه و با راي گيري بازيكنان پس از سپهر حيدري و وحيد هاشميان، كاپيتان سوم اين تيم شد. با معرفي كوتاه حسين بادامكي به سراغ مصاحبه با او در خصوص ماشين بازي‌هايش مي‌رويم؛ كاري كه زماني به آن علاقه داشت اما به گفته خودش از موقعي كه متاهل شده قيد اين كار را زده و به فكر زندگي است.

با چه ماشيني براي گرفتن گواهينامه تمرين مي‌كردي و به غير از آموزش‌هاي موسسه با ماشين ديگري هم اين كار را انجام مي‌دادي؟
ماشين موسسه راهنمايي و رانندگي پيكان بود. با ماشين برادر بزرگترم كه پيكان بود هم تمرين مي‌كردم. آن اوایل وقتي ماشين برادرم را براي تمرين كردن مي‌گرفتم خيلي احتياط مي‌كردم ا‌ما به مرور و پس از 6، 7 ماه دست فرمانم بهتر شد و سريع‌تر مي‌رفتم. همزمان هم كه در آموزشگاه تمرين مي‌كردم.
با اين اوصاف هيچ تصادفي براي ماشين برادرت زماني كه با آن تمرين مي‌كردي به وجود نيامد؟!
چرا اتفاقاً يكي، دو مورد تصادف جزئي داشتم. چون تسلط نداشتم جلوي ماشين را گم مي‌كردم. در هر حال نمي‌گذاشتم كه برادرم بفهمد و سريع درستش مي‌كردم چون موارد جزئي مثل چراغ بود و يكي از دوستانم تعميركار آشنا داشت و سريع مي‌رفتم سراغ او.
وقتي به سن قانوني نرسيده بودي داشتن ماشين شخصي چقدر برايت مهم بود؟
زياد مهم نبود. البته دوست داشتم ولي مثل بقيه هم سن و سال‌هايم نبودم. البته فكر مي‌كنم اينكه خانواده‌ام زياد دوست نداشتند من سريع سوار ماشين شخصي‌ام شوم هم تاثيرگذار بود. در كل خودم هم زياد عجله نداشتم. دوست داشتم وقتي گواهينامه گرفتم با پول خودم و بدون كمك خانواده ماشين بخرم. وقتي گواهينامه گرفتم عضو تيم دهداري مشهد بودم و بعد از آن به ابوسلم رفتم. سال اولي كه به عضويت تيم ابومسلم در آمدم ماشين نداشتم و سال دوم يا سوم بود كه ماشين خريدم.
اولين ماشيني كه خريدي چه بود؟
ماتيز نقره‌اي. ماتیز را خيلي دوست داشتم.
آدم ماشين‌بازي هستي؟
اوايل دوست داشتم اين كار را بكنم. با اين حال خانواده‌ام راجع به اين مسائل زياد روي خوش نشان نمي‌دادند و معتقد بودند نبايد پول‌هايم را صرف ماشين كنم. براي همين در ابومسلم چنين كاري نكردم. از وقتي هم كه آمدم پرسپوليس قانون ماليات براي بازيكنان هم به اجرا در آمد و همه چيز به هم خورد. با اين حال ظرف دو، سه سال گذشته به سهم خودم ماشين بازي كردم.
دوستانت مي‌گويند سال اولي كه به پرسپوليس آمدي خيلي دنبال عوض كردن ماشين و اين مسائل بودي!
سال اولي كه به پرسپوليس آمدم هم ماشين نداشتم. بعد از آن مزدا3 خريدم. پس از آن سوزوكي ويتارا خريدم و بعد اپيروس. همه اين ماشين‌ها را در عرض دو سال عوض كردم. اوايل آمدن اپيروس بود كه يكي از آنها را خريدم. مدل 2008 بود و فكر مي‌كنم 66 ميليون تومان. روي اپيروس 10 میلیون تومان ضرر كردم. ماشين تو پارك بود و يكي از عقب به آن زده بود. بيشتر ضرر هم به خاطر همين تصادف بود. شش ماه اپيروس را داشتم و بعد درستش كردم و فروختمش.
بعد از آن بود كه قيد ماشين بازي را زدي؟
به هر حال سن آدم كه بالاتر مي‌رود پول برايش اهميت بيشتري پيدا مي‌كند. دوست داشتم رويه عوض كردن ماشين را ادامه دهم اما ديدم 206 هم مرا سر تمرين مي‌برد و كم مصرف است. الان دو سال است كه يك 206 نقره‌اي تيپ 6 دارم.
اهل كورس گذاشتن و با سرعت رانندگي كردن که نیستي؟
اصلاً اهل كورس گذاشتن نيستم. مخصوصاً در تهران كه اصلاً نمي‌شود با سرعت زياد رفت فقط گاهي اوقات براي اينكه سر ساعت به تمرين برسم و ديرم نشود مجبورم كمي با سرعت بيشتري بروم. حتي اگر در خيابان كسي سعي كند مرا به كورس گذاشتن وادار كند، اهميت نمي‌دهم.
كلاً اطلاعاتت از ماشين و خودرو چقدر است؟
زياد اهل پيگيري اين مسائل نيستم. مثلاً نمي‌دانم آخرين مدل بنز و ب‌ام‌و چيست. از لحاظ قيمت ماشين‌ها هم اطلاعاتم محدود به تلويزيون و روزنامه‌هاست. فقط يكبار مجله تخصصي خودرو خريدم مي‌خواستم مطالعه داشته باشم. همان يكبار هم تيتر مجله جذبم كرد و الان يادم نمي‌آيد چه بود.
از ماشين‌هاي ساخت داخل كدام را ترجيح مي‌دهي و دليلش چيست؟
من 206 را به بقيه ماشين‌ها ترجيح مي‌دهم. شايد هم به خاطر اينكه خودم اين ماشين را دارم. همين كه كم مصرف است و اتوماتيك و در شهر شلوغ تهران لازم نيست دائم كلاچ بگيري و دنده عوض كني، كافي است. البته ال90 هم ماشين خوبي است و همين‌طور ريو. بين ماشين‌هاي گران تر هم زانتيا را انتخاب مي‌كنم. خودم دوست دارم ماشينم را بفروشم و بهترش را بخرم. مثلاً بنز يا ب‌ام‌و خيلي دوست دارم اما از لحاظ مالي شرايطش را ندارم مخصوصاً كه متاهل هم شده‌ام.
براي خريد ماشين به چه مسائلي خيلي اهميت مي‌دهي؟
تا حالا خيلي بهش فكر نكرده‌ام. ظاهر ماشين برايم مهم است، مصرف سوخت خيلي مهم است و اينكه ايمني داشته باشد.
آپشن خاصي هست كه در خودرو برايت خيلي مهم باشد؟
تا سه، چهار سال پيش سيستم صوتي ماشين برايم خيلي مهم بود اما الان ديگه اين طور نيست. مثلاً همين 206 كه دارم ضبطش را عوض نكردم و مال همان كمپاني است. 206 كه اولين بار خريدم خيلي تجهيزش كردم. برايش بال گذاشتم، سيستم صوتي قوي با تجهيزات نصب كردم.
اگر ماشينت در جاده خراب شود چه كار مي‌كني؟ يعني از فني ماشين چيزي سر در‌مي‌آوري؟
هيچي سر در نمي‌آورم. خدا را شكر تا حالا پنجر نكرده‌ام اما اگر پنجر كنم حتي پنچرگيري هم بلد نيستم. بايد ماشينم را ول كنم و بروم. يا زنگ مي‌زنم امداد خودرو يا اينكه اگر وقت نباشد گوشه‌اي پارك مي‌كنم و بعد مي‌روم سراغش. البته اگر آدم از فني ماشينش سر در بياورد خيلي خوب است ولي من در آموختن اين مسائل بي‌استعداد هستم. تا حالا شده كه به دفترچه راهنما رجوع كنم يا از كسي در خصوص مسائل فني ماشين بپرسم ولي فراموش مي‌كنم.
تا حالا شده كه تصادف شديد و پر خرجي داشته باشي؟
با پژو اولي كه داشتم يكبار تصادف شديد كردم. تو خيابون ترمز كردم كه ماشين سر خورد و سپر جلواش همزمان با دو ماشين برخورد كرد. هر دو ماشين هم پيكان بودند. خوشبختانه آن ماشين‌ها آسيبي نديدند اما ماشين خودم سيبك‌هايش شكست. با ماشيني كه الان دارم هم يكبار افتادم در يك چاله كه آسيب ديد و حدود 300 هزار تومان خرج برداشت.
به نظر تو آدم‌هايي كه دنبال تغيير مداوم ماشين و اصطلاحاً ماشين‌باز هستند، چگونه آدم‌هايي‌اند؟
فكر مي‌كنم آدم‌هاي لارجي هستند و پول عشق‌شان را مي‌دهند. قطعاً پول هم برايشان زياد مهم نيست. براي آدم‌هايي كه كار خوب، خانه مناسب دارند و در كل وضع‌شان عالي است، ماشين‌بازي خوب است اما براي يكي مثل من اصلاً خوب نيست.
تا حالا شده ماشين كسي را قرض بگيري؟
همين الان ماشيني كه زير پايم است قرضي است. یعنی ماشين همسرم است. به غير از اين، ماشين برادرم را مخصوصاً زماني كه مشهد بودم، مي‌گرفتم. البته خودم دوست ندارم كسي ماشينم را قرض بگيرد. در مقابل اگر ماشين كسي را هم بگيرم نگران هستم و مواظبم كه تصادف نكنم. مخصوصاً در تهران كه اگر حتي خوب هم رانندگي كني و به كسي نزني بالاخره يك نفر پيدا مي‌شود كه به تو بزند.

نوشتن نظر

نظرات پس از تائيد به نمايش گذاشته می شوند.

سایر مطالب چراغ قرمز

آرشیو>>

ارسال پیامک

لطفا نظرات، انتقادات و سوالات خودرویی خود را به شماره پیامک ما 3000674000 ارسال نمائید.

فرم ورود

تبلیغات

بنر