ظاهراً یک سال است گواهینامه گرفته ای اولین بار براي اينكه خودت پشت فرمان بنشيني چقدر ذوق و شوق داشتي؟
اولين باري كه خودم تنها سوار ماشين شدم، ماشين پدرم را بدون اطلاع او برداشتم. آن موقع 15 سالم بود و براي رانندگي خيلي ذوق داشتم. در آن زمان خانه ما سهروردي بود و ماشين را يواشكي برداشتم و تا تجريش رفتم. ماشين پدرم ماتيز بود و فكر ميكنم ساعت دو، سه صبح بود كه به خانه برگشتم.
با اين اوصاف عشق ماشين و رانندگي بودي؟
من علاقه زيادي به رانندگي دارم و گرچه حس و حال آن زمان را ندارم اما هنوز هم عاشق رانندگي هستم. بعضي از دوستانم ميگويند تو آخر خودت را سر رانندگي ميكشي! يك مدت خيلي بد رانندگي ميكردم اما الان اين طور نيستم.
يعني الان به طور صحیح رانندگي ميكني؟
به هر حال حالتي كه در اوايل داشتم ديگر از سرم پريده است. الان تنها زماني كه ديرم شده باشد و بخواهم سر موقع به تمرين برسم كمي با سرعت ميروم.
به نظر تو ماشين چگونه وسيلهاي است؟
من فكر ميكنم ماشين براي من نوعي حس دروني است. من آدم ماشينبازي هستم. كسي هستم كه در حد خودم سعي ميكنم بهترين ماشين را داشته باشم و سوار شوم. من عاشق ماشين هستم. وقتي پايم را روي پدال گاز فشار ميدهم با صدايي كه از اگزوز خارج ميشود و آن حالتي كه سرم به صندلي ميچسبد، لذت ميبرم.
چقدر از نيازهاي درونيات را با ماشين رفع ميكني؟
بعضي موقعها كه دلم ميگيرد، سوار ماشينم ميشوم و رانندگي ميكنم. وقتي حال و حوصله نداشته باشم، سوار ماشين ميشوم، موسیقی گوش ميكنم و چرخي در خيابانها ميزنم.
ميدانم كه ماشينباز هستي و علاقه زيادي به بامو داري. خودت در اين خصوص صحبت كن.
به هر حال من از بچگي عاشق بامو بودم و خيلي اين ماشين را دوست داشتم. خيليها هستند كه بنز را بيشتر دوست دارند اما به نظر من ماشينهاي بامو اسپرتتر و جوانپسندتر است. اكثر پسرها وقتي در سنين پایين هستند صحبت از بنز و بامو ميكنند و من دومي را ترجيح ميدهم.
به غير از بامو ماشين مورد علاقهات چيست؟
ماشين مورد علاقه من آستون مارتين است. البته من براي خريد ماشين تا حدي كه در توانم باشد اقدام ميكنم.
تا حالا چه ماشينهايي داشتهاي و هر كدام را چه مدت سوار شدهاي؟
اولين ماشيني كه خريدم 206 تيپ 2 بود. 17 سالم بود كه اين ماشين را خريدم و حدود 5/1 سال آن را داشتم. بعد از آن مگان خريدم و هنوز كه هنوز است دوستش دارم. نميدانم چطور بايد توصيفش كنم اما به قول برخي ماشينبازها ماشين خيلي خشن و پُررویي بود و وقتي اسپرتش كرده بودم وحشي شده بود. رينگ و لاستيك انداخته بودم و حسابي لذت ميبردم. با اينكه الان بامو خريدم اما اگر قرار باشد تجارت انجام دهم و به پول نياز داشته باشم حاضرم اين بامو را بفروشم و دوباره مگان بخرم. در هر حال الان حدود هفت، هشت ماه است كه بامو 325 كروك سفيد دارم.
قطعاً گرانترين ماشيني كه خريدهاي همين بامو بوده است. چقدر براي آن هزينه كردي؟
حدود 100 ميليون تومان. البته قصد نداشتم اينقدر براي خريد ماشين جديدم هزينه كنم اما وقتي سوار آن شدم حيفم آمد كه نخرم و الان هم خيلي از انتخابم راضيام.
گفتي كه اولين ماشينت را در سن 17 سالگي خريدي! در اين شرايط ماشين را چگونه سند زدي؟
ماشين را از آشنا خريده بودم و براي همين به نام نزدم.
به هنگام خريد ماشين به چه آپشنهايي خيلي اهميت ميدهي؟
رخ ماشين در اولويت من براي انتخاب و خريد قرار دارد. اينكه ماشين خوشگل باشد خيلي برايم مهم است. پس از آن قدرت موتور و اينكه وقتي تو خيابان و جاده گاز ميدهم كم نياورد. بعد از اينها هم راحتي و ايمني ماشين براي من حائز اهميت است.
خيليها معتقدند ماشين در زندگي سرمايه نيست و ميگويند كه آب و آتش است، ولي ماشينبازها نظر ديگري دارند، نظر تو در اين باره چيست؟
من معتقدم نيستم كه ماشين سرمايه نيست. بالاخره پول ميدهي، وسيلهاي ميخري و كيفش را ميبري. به نظر من خود همين سرمايه است. از طرفي كسي كه ماشين ميخرد وقتي ميخواهد بفروشد، شايد يك مقدار از پول اوليهاش كمتر شود كه در ازاي آن هم لذت برده است. در ضمن اگر ماشين را به قيمت خوب بخري ضررش هم كمتر است. مساله ديگر اينطور نيست كه هر كس ماشين خريد با آن مستقيم برود توي ديوار و سرمايهاش از بين برود.
تا حالا شده به سرت بزند كه ديگر ماشين بازي نكني؟
شده كه به اين موضوع فكر كنم اما خيلي زود پشيمان ميشوم. اگر قرار باشد كاري انجام دهم كه نياز به پول داشته باشد و مجبور شوم قيد يكي را بزنم، ماشين را انتخاب ميكنم. آن كار را بعداً هم ميشود انجام داد. البته سعي ميكنم در ماشين بازي شورش را در نياورم. شايد همين الان هم ميتوانستم ماشين بهتر از اين بامو كه سوار ميشوم را بخرم ولي اين كار را نكردم.
اهل كورس گذاشتن و اينجور مسائل هستي؟ مثلاً با يكي از بازيكنان پرسپوليس در اين خصوص كري داري؟
تو تيم خيلي بحث اين جور چيزها نميشود. ولي اگر در خيابان ماشين خيلي خاص ببينم كل كل مختصري ميكنم و شايد كورس مختصري هم بگذارم. بعضي اوقات هم ميشود موقع بازگشت از تمرين با يكي، دو تا از بچهها چنين كاري انجام دهيم. مثلاً همين چند روز پيش با فشنگچي كل كل كردم و يك مسير كوتاه را هم كورس گذاشتيم.
تا حالا شده يكي از هم تيميهايت براي خريد ماشين از تو مشورت بگيرد؟
معمولاً كساني كه ميخواهند ماشين بخرند با من مشورت مي كنند من هم طبق علاقه خودم، ماشيني به او پيشنهاد ميدهم. البته معمولا پس از حرفهايي كه ميزنيم خيلي اتفاقات ديگر ميافتد. مثلاً چند وقت پيش رضا نورمحمدی ميخواست ماشين بخرد كه من لكسوس را به او پيشنهاد كردم. البته به غير از من اشخاص ديگري هم چنين پيشنهادي كرده بودند و در نهايت همين ماشين را خريد.
خاطره خاصي از كورس گذاشتن يا تند رفتن داري كه بيان كني؟
از ماشينسواري كه خاطرات زيادي دارم. اوايل حضور علي دايي در پرسپوليس به عنوان سرمربي بود و در يكي از روزها ديرم شده بود و براي اينكه به موقع سر تمرين برسم با سرعت زيادي رانندگي ميكردم. پيش از آن يكي، دو جلسه سر تمرين دير رفته بودم و دايي تذكر سفت و سختي به من داده بود. در هر حال آن موقع مگان داشتم و در اتوبان حكيم خيلي تند ميرفتم تا به تمرين برسم. غافل از اينكه پليس بزرگراه تازه انداخته بود تو اتوبان و حدود 10 دقيقه دنبال من بود اما به من نميرسيد. بالاخره بعد از طي مسافتي اتوبان شلوغ شد و پليس بزرگراه با زدن آژير به من گفت كه بزنم بغل. وقتي پياده شدم آنها مرا شناختند اما گفتند چون فكر كردهاند من متوجه آنها شده و قصد فرار داشتهام، شماره ماشينم را پيچ كردهاند تا متوقفم كنند. در هر حال ماشينم را به پاركينگ بردند و من باز هم دير سر تمرين رسيدم.
دايي چيزي نگفت؟
چرا تا رفتم سر تمرين گفت باز هم كه تو دير اومدي. من هم موضوع را برايش تعريف كردم و گفتم كه ماشينم را خواباندند. البته دايي خيلي قانع نشد و در جوابم گفت خب زودتر حركت كن كه مجبور نشوي تند بروي.
تا حالا شده ماشيني در خيابان ببيني و حسرت داشتن آن را بخوري؟
چند وقت پيش يك آئودي ديدم و دلم خواست. اما فكر ميكنم قيمتش خيلي بالاست و حالا اگر خدا خواست و قسمت شد در آينده ميخرم.
شنبه ، 29 بهمن 1390 ، 09:11
این BMW325 کروک را دوست دارم!
دنیایخودرو- مهدي ملكي: سقف آرزوهاي حميد عليعسگر بازي كردن در ليگهاي اروپايي است. ليگ انگليس و اسپانيا را خيلي دوست دارد و اميدوار است روزي سر از يكي از تيمهاي ليگ جزيره يا لاليگا در آورد. بازيكن جوان پرسپوليس فوتبال را از مدرسه فوتبال ايرانزمين آغاز كرد. خودش ميگويد دقيقاً يادش نيست اما 10 يا 11 سالش بوده است. حميد عليعسگر جزو معدود فوتباليستهاي حال حاضر ايران است كه با وجود سن كماش اما پيراهن تمامي ردههاي تيم ملي را بر تن كرده است. بازيكن جوان پرسپوليس، ماشينسواری را هم مثل فوتبال از وقتي كه سن كمي داشته شروع كرده است. گفتوگوي ما با حميد عليعسگر در اين خصوص را بخوانيد.
نوشتن نظر
نظرات پس از تائيد به نمايش گذاشته می شوند.
