* شما هم که بامو داری؟
هنوز مصاحبه شروع نشده که ماشین ما را لو دادی ...
* خب دیگر خواستیم مصاحبه متفاوت باشد از بامو مشکی شما چه خبر؟
خوب است.سلام میرساند. میرود خودش بنزین میگیرد، روغنش را عوض میکند و خلاصه خودش کارهایش را انجام میدهد. خوب است؟
* یعنی شما پشت فرمان نمینشینید؟
آنطور که شما میگویید چه خبر، آدم فکر میکند ماشین یک موجود زنده است.
* مگر اینطور نیست؟
خب من شوخی کردم. ماشین هم موجود زنده است. باید به آن رسید.
* بهترین جملهای درباره ماشین میتوانی بگویی. . .
ماشین پای آدم است.
* آدم وقتی سر تمرین استقلال یا پرسپولیس میرود احساس میکند وارد یک بنگاه ماشین روباز شده است.آن هم بنگاه ماشینهای مدل بالا ... خب چرا شما واقعیت را قبول نمیکنید؟
چه واقعیتی؟
* اینکه پولی که فوتبالیستها در لیگ برتر میگیرند حقشان است. خب درآمد کمی بالاست. پول زیادی در فوتبال ایران هزینه میشود. سالی 300 میلیارد تومان. طبیعی است که یک عده به شما حسودی کنند.
شما که خودت فوتبال بازی کردی. وقتی باید سر جلوی توپ بذاری و آماده مصدومیتهای سبک و سنگین باشی جرا باید کم پول بگیری؟ وقتی باید دو متر از زمین بلند شوی و هد بزنی امکان دارد سرت با سر مهاجم حریف برخورد کند و خدای نکرده بشوی محمد پارسا. درست مثل تصادف ماشین است
* کاملاً، مثل تصادف خودروهای گرانقیمت!
شما دست برنمیدارید. به نظر من درجامعه کسان دیگری هستند که درآمدهای به مراتب بیشتری از فوتبالیستها دارند اما اهل ماشین خریدن نیستند. ماشین 300 میلیونی بخری و بندازی داخل خیابانهای تهران، دل و جرات میخواهد. ممکن است تصادف کنی، چه میدانم خط بکشند.
* مخصوصا اینکه داخل آن فوتبالیستها نشسته باشن د...
به هر جهت ستاره بودن و محبوبشدن خرج میخواهد.این حمله یک جمله عامیانه است اما برای اینکه تو چشم باشی باید ماشین و لباست هم ویژه باشد.
* نمیخواهی درباره خصوصیات باموات صحبت کنی؟
نه؟ من نظر خاصی ندارم و همه چیزیش خوب است. فقط بامو زیاد خوشگل است.
* شوخی میکنی دیگر ...
شما فکر کن من شوخی میکنم، اما ای کاش این سهمیه بنزین سوپر حذف نمیشد.
* رفتی سراغ بنزین. خیلی بنزینسوز هستی؟
خب به هر جهت ماشین برای راه افتادن بنزین میخواهد.شما برای زنده ماندن غذا نمیخواهی؟
* تشبیهات شما خوب است.ضربه سر یک مهاجم و یک مدافع را خوب مثال زدی.حالا ماشین را به یک چیزی در فوتبال تشبيه كن.
خب کار سختی است و احتیاج به فکرکردن دارد.
* من به شما وقت میدهم که فکر کنی...
خب فکر نمی خواهم.من ماشین را به یک سرمربی تشبیه می کنم
* منظورت چیست؟
خب سرمربی در واقع ECU موتور است و ما بازیکنان هم اجزای ماشینیم. ما ترمزیم.مهاجمان پدال گازند.خلاصه نیمکت ذخیره هم لوازم یدکی هستند.
* فنی هستی؟
سرم از بعضی چیزها در میآید اما سرم از خیلی چیزهای دیگر درنمیآید. در کل مشکلی پیش بیاید مکانیکی میروم. اما پنچرگیری هم بلدم.
* گفتی جریمه. تا حالا جریمه شدی؟
آمارم کم نیست اگر زیاد نباشد.به هر جهت این درآمد بالای ما فوتبالیستها را امثال شما چشم میزنند.
* اهل تصادف هستی؟
نه، به جان شما اهل تهرانم! تصادف هم کردهام.ا لبته نه اینکه دست فرمانم بد باشد.با اکثر ماشینهایی که داشتهام تصادف کردهام اما در حداقل موارد من مقصر بودهام.
* چپ هم کردهای؟
یکی دوبار با 206 نزدیک بوده چپ کنم که نکردهام. خدا رحم کرده است.
* راستی نگفتی چه ماشینهایی داشتهای؟
از پیکان بگیر بیا جلو تا این بامو که دارم. پراید، 206،زانتیا و کمری.
* بنز چی؟
بنز هم داشتهام. اما زیاد بنزباز نیستم.
* به عنوان کسی که در داربی گل زدهای امسال هم میتوانی در داربی هفته آینده گل بزنی؟
ببینید الان اوضاع ما بهتر از پرسپولیسیهاست.خود پرسپولیسی ها هم میدانند.اما خب به هر ترتیب دابی فرق دارد و به قول آن جمله معروف در داربی اوضاع بر عکس است. ولی ما به خاطر هواداران پرسپولیس را میبریم. شک نکنید. من خودم یک گل با ضربه سر آن هم روی ضربه کرنری که ارسال می شود کنار گذاشتهام.
*کری هم که میخوانی...
بگذارید خودرویی و ماشینی کری بخوانم.پرسپولیس را پنچر میکنیم. خوبه؟ اصلاً اوراق میکنیم! (میخندد)
* همیشه این سوال هم جالب بوده که اگر ماشین وجود نداشت چطور سر تمرین میآمدی؟
خب، بالاخره با آن وسایلی که قبل از اینکه ماشین اختراع شود آدمها استفاده میکردند سر تمرین میآمدم. همانطور اگر تلفن و موبایل اختراع نشده بود شما الان با دود با من صحبت میکردی (باز هم میخندد)
* من رانندگی تو را دیدهام. دست فرمانت خوب است. بر عکس دوستت پیروز قربانی که هنوز گواهینامه نگرفته است، تو در بار اول گواهینامه گرفتی یا نه؟
اتفاقاً من بار اول گواهینامه گرفتم.دست فرمان من را که دیدهای. ولی واقعاً پیروز گواهینامه ندارد؟
پنجشنبه ، 6 بهمن 1390 ، 09:11
اميرحسين صادقي: ماشین پای آدم است
دنيايخودروـ فرشید فتاحی: مدافع سر حال این روزهای استقلال، در کل زیاد اهل گفتوگو کردن نیست. او در یک سالی که در مس کرمان بازی کرد فشار زیادی را متحمل شد. البته حالا دیگر امیرحسین با بازیکردن در استقلال حسابی سر حال است. البته با توجه به دستور واعظ آشتیانی مدیرعامل باشگاه استقلال مبني بر ممنوعيت مصاحبه با بازيكنان به دليل حاشیههای اطراف تیم با امیرحسین صادقی درباره ماشینبازیهایش صحبت کردهایم بالاخره او در این سالها از فوتبال پول خوبی گیرش آمده است. صادقی سعی کرد با طبیعت کاریاش در خط دفاع که تا حدودی خشن است به سوالهای ما پاسخ دهد.
نوشتن نظر
نظرات پس از تائيد به نمايش گذاشته می شوند.
