* آقاي يوسفي ميخواهيم با شما درباره خودرو صحبت كنيم؟
نه، اين كار را نكنيد. آخر من كه ماشين مدل بالايي ندارم.
* چه ربطي دارد ما اينجا با كسي هم كه ژيان داشته گفتوگو كردهايم! مگر گفتوگو با اشخاص به خاطر ماشينهايشان است؟
من الان 206 بژ دارم. 206 كه از نظر شما ماشينبازها كه خودروي مدل بالايي نيست.
* قبلاً كه زانتيا داشتيد؟ پس چرا فروختيد؟
شما ماشينتان را چرا ميفروشيد؟ حتماً دليلي وجود داشته كه آن را فروختهام.
* رانندگي را چطور ياد گرفتيد؟
زماني كه 14- 15 سال بيشتر نداشتم رانندگي بلد بودم. البته به خاطر اين بود كه عموي پر حوصلهاي داشتم با پيكان كار كه نميدانم مدل 62، 63 يا 64 بود به من رانندگي ياد داد و من هم چون عاشق رانندگي بودم خيلي زود ياد گرفتم. البته من عاشق بامو 518 بودم. آن زمان همه از بامو كامارو خوششان ميآمد اما من چون 518 اسپرت نبود عاشق اين خودرو بودم.
* در امتحان رانندگي براي اولين بار قبول شديد يا اتفاق ديگري افتاد؟
اتفاقاً خوب يادم ميآيد كه سال 68 در شهرك آزمايش صبح اول وقت براي آزمون شهري رفتم. آنقدر شلوغ بود كه تا آخر شب هم نوبتم بشود. افسر ممتحن 5 تا 5 تا سوار ميكرد و آنان را ميبرد و از آنان آزمايش ميگرفت. يادم هست يك پلي بود كه با دنده عقب همه رد ميشدند. من با يك خوششانسي جزء پنج نفر سومي بودم كه همان اول صبح براي آزمون رفته بودم. تازه 18 سالم تمام شده بود ولي بدشانسيام اين بود كه نفر اول سوار شدم و چهار نفر پشت بودند و افسر هم بغل دستم نشسته بود. چيزي كه در آييننامه نوشته شده بود اين بود كه اول بايد آينه را تنظيم كني، بعد صندلي را، بعد دنده را خلاص كني، بعد ...، اما افسر كه بسيار بيحوصله بود فرياد زد نميخواد اين كارها را بكني. برو دنده عقب بگير و از روي پل رد شو و من بعد گفتم يعني دنده يك نروم با دنده عقب بروم؟ افسر كه عصباني شده بود فرياد زد اول برو يك، بعد برو دنده دو، بعد برو سه و بعد يك كم كه رفتي عقب بگير و برو روي پل. من هم اين همه كارها را كه افسر گفته بود با خونسردي تمام انجام دادم و رفتم روي پل. در حالي كه انتظار داشتم به خاطر عصبانيت افسر رد شوم افسر به من گفت قبول شدي، پياده شو. در عرض چند دقيقه همه آن چهار نفري كه پشت من نشسته بودند رد شدند. من هم خيلي كنجكاو شدم كه تا آخر بمانم و ببينم چند نفر قبول شدهاند. وقتي نگاه كردم ديدم كه تنها من به همراه يك نفر ديگر آن روز قبول شديم.
* اولين ماشينتان را كي خريديد؟
سال 76 بود. يك پرايد صندوقدار يشمي خريدم. از آنهايي كه تازه سايپا شروع به ساختن كرده بود. از آن هم راضي بودم، چون صفر نخريده بودم و آن روزها ميگفتند پرايد بايد 5 تا 6 ماه از عمرش بگذرد تا خودش را نشان دهد. من هم از يك آدم فرهنگي كه معلم مدرسه بود خريدم. يادم است در آن روزها ميگفتند پرايد صفر شانسي است و ممكن است بد در بيايد.
* تا حالا تصادف كردهايد؟
خدا را شكر تا حالا تصادف سنگين نداشتهام. هماش سپر به سپر و ماليدن و اينها بوده ... البته يك بار يك خانم با يك ماشين شاسيبلند دنده عقب گرفت و در حالي كه به عقب نگاه نميكرد زد به زانتياي ما. كلي معطل شدم تا شوهرش بيايد و خسارت خودرو را پرداخت كند. آن هم تازه حاضر نشد چك يا پول به من بدهم. رفتم پول را از بيمه گرفتم. يادم هست 500 تا 600 هزار تومان خرج صافكارياش را دادم.
* اهل رعايتكردن قوانين هستيد، مثلاً اگر ساعت 2- 3 شب بعد از گزارش بازي به طرف خانه برويد به چراغ قرمز بخوريد و ماشيني نباشد آن را رد ميكنيد؟
خدايياش نه! هميشه سعي كردهام قوانين را رعايت كنم و حتي شبهايي كه اتوبان نيايش خلوت است با سرعت مجاز حركت ميكنم.
* تا الان جريمه شدهايد؟
جريمه روي شيشه ماشين گذاشتن آره. بعضي وقتها اين جريمهها حقم نبوده اما آمدهام و ديدهام كه زير برفپاكنام برگه جريمه است، اما يك بار حضوري جريمه شدهام و آن هم به خاطر اينكه داشتم با موبايل صحبت ميكردم و ميخواستم از پارك خارج شوم. افسر تا من را ديد به سمتم آمد و براي من جريمه نوشت.
* آقاي يوسفي فني هستيد؟
اصلاً فني نيستم فقط بلدم پنچرگيري كنم اما اينكه كاپوت را بالا بزنم و بدانم چه خبر است نه؟ معمولاً اگر چنين مشكلي پيش بيايد به دوستان مهندس مكانيكم زنگ ميزنم. البته اهل روغن عوض كردن به موقع و كارواش بردن هستم. هفتهاي يك بار ماشينم را كارواش ميبرم. خلاصه مثل يك موجود زنده با ماشين برخورد ميكنم.
* اهل مسافرت هستيد؟ يا بهتر بگوييم در جادهها رانندگي را دوست داريد؟
بله، اهل مسافرتم و هميشه در طول سال، شمال، اصفهان و آذربايجان را زياد ميگردم.
* تا حالا به پستتان دوربين كنترل سرعت خورده؟
منظورتان اين است كه از من عكس گرفته باشند؟ خوشبختانه تا الان چنين اتفاقي نيفتاده و من سعي ميكنم از سرعت مجاز كه همان 110- 120 تا است تجاوز نكند.
* زانتيا و 206 چه معايب و مزايايي دارند؟
زانتيا ماشين سفر است البته آينه وسطش كمي از لحاظ ديد عقب مشكل دارد كه سعي شده در آينههاي بغل اين مشكل پوشش داده شود. 206 را تازه يك ماه است خريدهام اما فعلاً از اين كه راحت ميشود جاي پارك پيدا كرد راضيام. 206 ماشين جمعوجوري است ولي زانتيا خودرويي است كه در جاده خوب سواري ميدهد.
* آقاي يوسفي، گزارشكردن يك بازي فوتبال مثل رانندگي است؟
ميخندد. عجب سوالي. گزارشگري هم مثل رانندگي طراحي مسير دارد. شرايط بازي شكل گزارش را ميسازد. اينكه بازي كسلكننده باشد يا مهيج، آن وقت شما ميتوانيد خودتان را با بازي هماهنگ كنيد. اگر بازي مهيج و سريع باشد ما هم گاز گزارش را ميگيريم و يهو ميبيني بازي تمام شده و ما گذر زمان را احساس نكرديم.
* دربي استقلال و پرسپوليس چه كسلكننده و چه مهيج، به خاطر شرايط ورزشگاه طوري است كه ميشود سرعت را در آن ديد، فكر ميكنم سه سال پيش بود كه داربي را گزارش كرديد چرا به شما داربي نميدهند؟
نميدانم. شايد فكر ميكنند از پس داربي برنميآيم، اما من داربيهاي اروپايي را به راحتي گزارش كردهام و داربي تهران را هم همانطور كه شما ميدانيد سه سال پيش قضاوت كردهام. اميدوارم دوباره فرصتي پيش بيايد كه بتوانم به قول شما رالي داربي استقلال و پرسپوليس را گزارش كنم. راستي ميخواهي همه اين حرفها را بنويسي ...!
چهارشنبه ، 5 بهمن 1390 ، 08:29
گزارشكردن داربي مثل رانندگي در رالي است
دنيايخودروـ چيا فوأدي: پيمان يوسفي را كه ميشناسيد. گزارشگر فوتبال تلويزيون كه اين روزها كه با برنامه فوتبال برتر كه به سبك برنامه اشپورتشوي شبكه ZDF آن را روي آنتن ميبرد بيشتر از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. وقتي با او تماس گرفتيم زياد نميخواست درباره خودرو صحبت كند و خودش را خودرويي نميدانست و ما در ادامه وقتي سئوالات دنيايخودرو را شنيد به بحث درباره خودرو ادامه داد و آخر مصاحبه ديد كه يك گفتوگوي خودرويي انجام داده است. گفتوگوي ما با پيمان يوسفي را درباره ماشين و ماشينبازي بخوانيد. مصاحبه بدي از آب در نيامد.
نوشتن نظر
نظرات پس از تائيد به نمايش گذاشته می شوند.
