امتیاز این گزینه
(3 آرا)
پنجشنبه ، 20 مرداد 1390 ، 11:23

«روزنامه‌اي» كه «هفته‌نامه‌» شد!

دنياي‌خودرو: «ن» و القلم و مايسطرون، اين آيه‌اي بود كه نامه درخواست مجوز روزنامه «دنياي‌خودرو» به وزارت ارشاد به آن مزين شد. بعدها هنوز اين درخواست به مراحل جدي نرسيده بود كه يكي از دوستان گفت «نون را نچسبيد و قلم را رها كنيد!» او شوخي نمي‌كرد، جايي كه عشق به قلم و وطن رخنه مي‌كند، نون يا همان نان در مراحل بعدي قرار مي‌گيرد و احياناً كمتر به آن فكر مي‌شود. شايد ما با انتشار بیش از 200 شماره از نشريه دنياي‌خودرو در این پنج سال ثابت كرده باشيم كه آگهي بر آگاهي مقدم نيست، پس نقد كرديم؛ منصفانه و بدون غرض. اگرچه برخي دوستان ما در صنعت خودرو به مذاقشان خوش نيامد و نقدها را مغرضانه خواندند، اما حقيقت نداشت. به ما ظلم شد، ولي صبور بوديم؛ طرحمان را ربودند و خواستند زودتر اجرا كنند، دم نزديم؛ ولي اكنون پس از 5 سال اعلام مي‌كنيم برخي خودروسازان راه گم‌كرده و به دنبال سراب مي‌روند. در اين ميان نقش مطبوعات خصوصاً نشريات اقتصادي و تخصصي خودرو كم مفيد نيست. آنها همچون فانوسان دريايي با نقدهايشان هدايت‌گر كشتي طوفان‌زده خودروسازان در درياي متلاطم فعلي هستند؛ فانوساني كه كمتر از سوي آنها ديده مي‌شوند و ما يعني «دنياي‌خودرو» يكي از اين فانوسان در گوشه‌اي از ساحل آن درياي متلاطم هستيم. اينها بخشي از سخنان مديرمسوول هفته‌نامه دنياي‌خودرو است كه به مناسبت سالروز تاسيس هفته‌نامه‌اي كه متعلق به شماست، به زبان مي‌آورد. خشايار نظريان حدود 35 سال سن دارد كه 15 سال آن به سابقه مطبوعاتي‌اش بازمي‌گردد. مشروح گفت‌وگو با او را در پي مي‌خوانيد:

چگونه استارت زدي؟
همه چيز با يك تلفن آغاز شد. سال‌ها پيش در نخستين‌ شب ماه محرم، صدايي كه آن سوي خط من را به يك سفر زيارتي دعوت مي‌كرد. سفر به کربلا و چند خواسته، دنياي‌خودرو یکی از خواسته های من از او بود كه داد. پس دنياي‌خودرو به يكي از منابع قدرت هم وصل است!(می خندد) چنين پشتوانه‌اي باعث شد با وجود هزينه‌هاي گزاف ظرف چند سال به يكي از پرتيراژترين و پرمخاطب‌ترين نشريات  تخصصي خودرو در  ايران تبديل شويم.


روزي كه براي نخستين‌بار به دنياي‌ مطبوعات قدم گذاشتي، آيا فكر مي‌كردي روزي براي خودت كار كني؟
من در يك خانواده مطبوعاتي متولد شدم، يعني با كلماتي نظير قلم، كاغذ، چاپ، روزنامه و مخاطب از بچگي آشنا بودم. 10 سالم بود كه به همراه پدرم به سمينارها و مصاحبه‌ها مي‌رفتم، اما به طور رسمي كار را از سال 1375 با  استاد محسن اشرفي از هفته‌نامه اقتصادي «ميهن» آغاز كردم. اكثر جوانان توانمند مطبوعات اقتصادي لااقل در يك دوره كوتاه با او كار كرده‌اند، بگذريم. در ادامه پاسخ به سوالتان بايد بگويم دوره دبیرستان را با طرح کاد در روزنامه اطلاعات و پس از آن در نشریات با كارآموزي و خبرنگاري شروع كردم، بعدها دبير سرويس اقتصادي چند روزنامه شدم، اما در تمام اين سال‌ها در حوزه اقتصاد و صنعت (خصوصاً صنعت خودرو) كار كردم و ميانه خوبي با ساير حوزه‌ها نظير سياست و ... ندارم. اين در حالي است كه به قول يكي از دوستان، صنعت خودرو سياسي‌ترين صنعت هر كشور است. اكنون هم براي خودم كار نمي‌كنم، بلكه براي رضايت همكاران و مخاطبان نشريه فعاليت مي‌كنم، پس دنياي‌خودرو متعلق به من نيست.


چه شد كه موضوع خودرو را براي اطلاع‌رساني انتخاب كردي؟
خودرو براي تمام مردم دنيا سوژه‌‌‌اي جذاب و دوست‌داشتني است، يعني از افراد زير 15 سال تا افراد بالاي 70 سال به خودرو و مطالب مربوط به آن علاقه دارند. از همين‌رو فكر كردم اطلاع‌رساني روزانه و هفتگي در اين بخش مي‌تواند با استقبال مواجه شود كه شد.


ظاهراً در ابتدا درخواست روزنامه «دنياي‌خودرو» را كرده بودي، ولي با هفته‌نامه موافقت شد، چرا؟
شايد جالب باشد بدانيد به رغم حجم بالاي اطلاعات و اخبار در صنعت و بازار خودرو جهان ولي هنوز در هيچ كشوري اين اطلاعات به صورت روزانه در قالب روزنامه منتشر نمي‌شود.  من و پدرم از حدود 8 سال پيش اين نياز را احساس كرديم و تلاش كرديم، اولین روزنامه خودرويي جهان را در ايران منتشر كنيم و آن را به نام كشورمان ثبت كنيم. اگر خدا بخواهد «دنياي‌خودرو» نخستین روزنامه خودرويي جهان خواهد بود كه در صورت موافقت وزارت ارشاد در آينده نه چندان دور در ايران منتشر خواهد شد.


خيلي اميدواري؟
چرا نباشم. انسان به اميد زنده است و ما لااقل در اين سال‌ها ثابت كرده‌ايم كه مي‌توانيم. از طرفي در سال 1386 یکبار درخواست تبديل هفته‌نامه به روزنامه را داده بودم که متاسفانه با آن موافقت نشد اما  اين حق را به عنوان صاحب اين فكر و ايده براي خودم محفوظ مي‌دانم. همه سوابق در اداره كل مطبوعات داخلي وزارت ارشاد از سال‌ها پيش موجود است و تا اين تاريخ هم هنوز كسي درخواست مشابهي نداده و قاعدتاً  اگر منطقی و عادلانه به این قضیه نگاه کنیم  امتياز نخستين روزنامه خودرويي ايران، بايد به «دنياي‌‌خودرو» تعلق بگيرد، مگر اينكه ماجراي سال 1385 تكرار شود!


كدام ماجرا؟
اگرچه هفته‌نامه دنياي‌خودرو پنج ساله شده ولي زمان دريافت مجوز انتشار آن مربوط به کمتر از شش سال پيش است، حتي چند ماه پس از اخذ مجوز انتشار اين هفته‌نامه هنوز هيچكس درخواست هفته‌نامه مشابهي نكرده بود و من از آنجا كه از اين موضوع و نبود رقيب مطلع بودم، فكر كردم سراسيمه استارت نزنم و به زمان بيشتري نياز داشتم تا تيم تحريريه و فني را از بهترين‌هاي اين حوزه انتخاب كنم، شرايط روحي مناسبي هم نداشتم، ولي در كمال ناباوري خبردار شدم كه يك كارخانه خودروساز، گروهي از همكاران ما را به خدمت گرفته و در حالي كه هنوز امتياز و مجوز هفتگي انتشار را از وزارت ارشاد دريافت نكرده بود، شبانه كار مي‌كردند تا كار مشابهي نظير ما بكنند. راهي كه ما ظرف چند سال رفتيم، آنها ظرف كمتر از سه ماه رفتند و موفق به اخذ مجوز شدند. در چنين شرايطي من ناچار شدم به كارم شتاب دهم و زودتر نشريه‌ام را روي باجه بفرستم، زيرا طرحم لو رفته بود و درنگ جايز نبود. از همين‌رو مقداري با دستپاچگي استارت زدم ولي خدا هم كمك كرد و همان‌طور كه مي‌خواستم بهترين نيروها را كنار هم جمع كردم. از آنجا كه پشتوانه اين كار، طرحي بود كه سال‌ها به آن فكر كرده بوديم، بنابراين كار خوب استارت خورد و حتي بسياري از موضوعات و سركليشه‌ها بعدها  توسط ديگران كپي شد.


با اين حساب «دنياي‌خودرو» نخستين‌ هفته‌نامه خودرويي ايران است؟
حدود 130 سال پيش در دنيا اولين هفته‌نامه خودرويي جهان متولد شد، اما در ايران ما چيزي با عنوان هفته‌نامه خودرو نداشتيم، هرآنچه بود مجلات بودند كه به صورت ماهنامه منتشر مي‌شدند. بعد از آنكه قرار شد درخواست مجوز روزنامه را تغيير دهم تا نكند در هيات نظارت با آن موافقت نشود کارکنان وزارت ارشاد توصيه كردند درخواست ماهنامه كنم، ولي از آنجا كه تعداد ماهنامه‌ها در ايران زياد شده، و من هم به دنبال كار تكراري نيستم، فكر كردم هفته‌نامه نداريم و جا دارد با ترتيب انتشار هفتگي آغاز كنم، از اين‌رو درخواست مجوز انتشار نخستين هفته‌نامه خودرويي ايران را دادم كه خوشبختانه با آن موافقت شد.


وضعيت اطلاع‌رساني در بخش خودرو را در ايران چگونه ارزيابي مي‌كني؟
همان‌گونه كه گفتم، در ايران عمدتاً ماهنامه‌ها سال‌ها به اطلاع‌رساني تخصصي در بخش خودرو مي‌پرداختند، البته آنها بيشتر مباحث فني و معرفي خودروهاي خارجي را مدنظر داشتند، روزنامه‌ها و نشريات ديگر هم به طور پراكنده به اين موضوعات مي‌پرداختند، ولي اطلاع‌رساني در بخش صنعت، تجارت و بازار خودرو به طور جدي و روزانه از حدود 9 سال پيش با راه‌اندازي صفحه‌اي با عنوان خودرو توسط پدرم (حسين نظريان) در روزنامه دنياي‌اقتصاد آغاز شد به طوري كه براي اولين بار صنعت و بازار خودرو ايران به طور روزانه داراي يك صفحه تخصصي خودرو شد. بعدها چنين صفحه‌اي در ساير روزنامه‌هاي اقتصادي هم راه‌اندازي شد، ولي به نظر بنده هنوز اطلاع‌رساني در بخش خودرو ايران خيلي جاي كار دارد و خلاء بزرگ اطلاع‌رساني در اين بخش احساس مي‌شود.


در مسير انتشار هفته‌نامه دنياي‌خودرو با چه مشكلاتي مواجه شدي؟
شايد باور نكنيد هر نسخه از هفته‌نامه دنياي‌خودرو، به طور متوسط براي ما بيش از 700 تومان تمام مي‌شود، ولي ما آن را يكسال تمام به قيمت 200 تومان عرضه كرديم، به رغم اينكه اين نشريه  مدتی است گران‌ شده، ولي هنوز براي ما گران‌‌تر درمي‌آيد. همكاران ما از صبح شنبه تا غروب پنج‌شنبه كار مي‌كنند و تازه نگراني‌ها روز جمعه‌ آغاز مي‌شود، يك روز كاغذ گلاسه در بازار نيست، يك روز گران است، يك روز دستگاه چاپ خراب مي‌شود. ناگفته نماند فقط سه یا چهار ليتوگرافي و چاپخانه در ايران مي‌توانند بر روي چنين سايز و كاغذي كار كنند. به هر حال هزينه‌هاي بالا، بي‌خوابي، استرس ناشي از محدودبودن امكانات چاپي و بي‌ثباتي بازار كاغذ، چيزهايي است كه تمام طول هفته را با آنها سپري مي‌كنيم. اينها اما دليل نمي‌شود تا مخاطبان ما شنبه‌ها اين نشريه را بر روي دكه‌هاي روزنامه‌فروشي نبينند. در چند سالی كه گذشت، خالي از اشتباه و اشكال نبوديم، ولي اکنون سعي مي‌كنيم ضريب خطاها را به صفر نزديك كنيم. اگر كنار پوستر يك خودرو نام خودرو ديگري چاپ شد،  اگر در معرفي مشخصات فني يك خودرو اعدادي جابه‌جا شد و يا اگر عكسي كنار مطلبي گذاشته شد كه متعلق به آن مدل نبود، از خوانندگان عزيز پوزش مي‌خواهيم. باور كنيد ما فقط پنج روز از هفت‌روز هفته فرصت داريم تا آخرين اخبار و گزارش‌هاي خودرويي ايران و جهان را تهيه كنيم، در چنين شرايطي چنين اشتباهاتي از اين دست چندان دور از ذهن نيست، ولي قول مي‌دهيم كمتر شود. هنوز 40درصد از برنامه‌هايمان را اجرا كرده‌ايم و براي انجام ساير اهدافمان نياز به زمان بيشتري داريم. مطمئن هستم مخاطبان دنياي‌خودرو آنقدر صبور هستند تا اجازه دهند ما هر هفته كامل‌تر و پخته‌تر منتشر شويم. تمام تلاشمان را مي‌كنيم تا بهترين‌ها را براي مخاطبانمان انتخاب كنيم. در چند سالي كه گذشت، خبرنگاران ما سفرهای خارجي را به كشورهاي آلمان، ايتاليا، فرانسه و تركيه داشتند تا از نزديك نمايشگاه‌هاي خارجي خودرو را براي مخاطبان عزيز گزارش كنند.
دنياي‌خودرو، تنها نشريه‌اي از ايران بود كه دو تن از خبرنگارانش در مسابقات فرمولاوان تركيه در كنار خبرنگاران خارجي حضور داشتند. همه اين تلاش‌ها و پشتيباني‌ها توسط يك تيم 20 نفره، اعم از تحريريه، فني، اداري و خدمات در يك دفتر كوچك 100 متري انجام مي‌شود. تيم چالاكي كه من با آن در همان دفتر كوچك، توان انتشار يك روزنامه خواندني و پرمطلب خودرویی را دارم. بايد منتظر بود و ديد.


برخي مي‌گويند شما كه هفته‌نامه تخصصي خودرو هستيد، چرا به مباحثي نظير طنز يا  گفت‌وگو با ورزشكاران و هنرمندان هم مي‌پردازيد؟
ما از وضعيت نامناسب فروش بسياري از نشريات درس گرفتيم، بنابراين نبايد راه‌هايي كه ديگران رفتند و به بن‌بست خوردند را برويم. مديران بسياري از نشرياتي كه بر روي باجه‌ها فروش ندارند هيچ‌گاه ‌ريشه‌يابي نكرده‌اند كه چرا نمي‌توانند بفروشند. معلوم است چرا؟ اگر قرار باشد تمام صفحات يك روزنامه با مطالب و مباحث خشك سياسي و اقتصادي پر شود طبيعي است كه به تمام نيازهاي مخاطب پاسخ داده نمي‌شود. تمام نشريات معتبر دنيا به مطالب سرگرم‌كننده (Fun) به عنوان چاشني و سس كار نگاه مي‌كنند كه در كنار مباحث ديگر مي‌توانند هر نوع مخاطب را راضي كند. دليلي ندارد من تمام صفحات هفته‌نامه دنياي‌خودرو را با مصاحبه‌ها و اخبار خشك صنعت و بازار خودرو كشور پركنم. مخاطب امروزي را سافت‌نيوز راضي مي‌كند و اندكي مطالب سرگرم‌كننده كه چاشني كار شود. اين مخاطبان هستند كه به ما مي‌گويند چه دوست دارند نه اينكه ما به آنها ديكته كنيم كه حتماً شما بايد نشریه ما را بخريد و در تمام صفحات مصاحبه با مهندس‌ها يا دكترها را بخوانيد! وقتي شبكه يك سيما به عنوان رسمي‌ترين شبكه تلويزيوني ايران، بعد از اخبار ساعت 21 در برنامه‌اي ديگر فلان بازيگر يا فلان ورزشكار را مي‌آورد و با آنها گپ مي‌زند يعني به نياز مخاطبان ديگر هم پاسخ داده است. حتي معتبرترين نشريات دنيا نظير گاردين، نيويورك‌ تايمز و تايم هم مطالب جذاب‌ و سرگرم‌كننده دارند. به عنوان مثال هفته‌نامه «ريدرز دايجست» به عنوان يكي از پرتيراژترين هفته‌نامه‌هاي دنيا كه با مجله تايم رقابت مي‌كند هم در قسمت پايين صفحات جدي خود مطالب سرگرم‌كننده دارد، حتي از خوانندگانش خاطره و لطيفه مي‌گيرد و به آنها پول مي‌دهد. جالب است بدانيد حتي تبليغات در اين نشريات هم با ادبيات ديگري منتشر مي‌شود. به عنوان مثال براي تبليغات يك كرم صورت مي‌گويند: «شوهرت خيلي از لك و پيس صورتت ايراد مي‌گيرد، مي‌خواهي هوو سرت نيايد! اين كرم به مشكلات تو پاسخ مي‌دهد» يا مثلاً «خسته‌ شده‌اي، مادرزنت غيرقابل تحمل شده، ما به تو فلان تور مسافرتي را با فلان پرواز پيشنهاد مي‌كنيم.» آنها حتي تبليغاتشان هم با ادبيات ديگري است. حتي اگر سايت‌ها را مشاهده كرده باشيد در صفحه اصلي خود با مطالب سرگرم‌كننده آغاز مي‌كنند واخبار و گزارش‌ها را هم در كنار اين مطالب دارند. به هر حال شعار هفته‌نامه دنياي‌خودرو «نشريه‌اي براي تمام نسل‌ها» است، به همين خاطر ما بايد به همه نياز مخاطبان پاسخ بدهيم.


آيا آنچه در اين يكسال منتشر شد، نتيجه رسيدن به تمام اهداف و خواسته‌هايت بود؟
ما تاكنون فقط 40درصد از برنامه‌هايمان را اجرا كرده‌ايم، بنابراين هنوز خودمان از اين سطح كاملاً راضي نيستيم و مي‌كوشيم تا هر چه سريع‌تر به ساير برنامه‌هايمان نيز جامعه عمل بپوشانيم.

نوشتن نظر

نظرات پس از تائيد به نمايش گذاشته می شوند.

ارسال پیامک

لطفا نظرات، انتقادات و سوالات خودرویی خود را به شماره پیامک ما 3000674000 ارسال نمائید.

فرم ورود

تبلیغات

بنر